1-      فرهنگ سازماني؛ فرهنگ ملي و فرهنگ جهاني را به خوبي مي‌شناسد و براي رسيدن به توسعه فرهنگي با دانايي عمل مي‌كند.

2-     به تمام زاياي كار و محيط پيرامون خود نگاه سيستمي و شبكه‌اي دارد.

3-     به نيازهاي انساني كاركنان توجه دارد و به ارزش هاي والاي انساني ارج مي‌نهد.

4-      كاركنان را به كاربرد طيف‌هاي گوناگون دانش (خرد؛ معرفت ) تشويق مي‌كند.

5-     به هم افزايي (سينرژي) در فكر و عمل؛ اعتقاد قلبي دارد.

6-      زمينه‌هاي اصلاح نگرش‌ها مهارتها و افزايش دانش خود و كاركنانش را فراهم مي‌آورد.

7-     صلاحيت‌هاي حرفه‌اي و فني دارد (در خصوص حرفه خود؛ شانه به شانه آخرين فنون حركت مي‌كند)

8-     در پي اصلاحات است و مي‌داند اصلاحات را از كجا آغاز و در كجا متوقف كند.

9-     مستمراً در پي شكوفايي استعدادهاي خود و كاركنانش است.

10- براي روشن ماندن موتور سازمانش؛ همواره خود انگيخته و پرانگيزه عمل مي‌كند و كاركنان را انگيزه مند مي‌سازد.

11- پيش قدم؛ خود آغازگر؛ خود پيش برنده؛ خود ناظر و خود ارزشياب است و ديگران را نيز به اين امر دعوت مي‌كند.

12-  رويارويي با مشكلات را دوست دارد و مي‌خواهد قابليت‌هاي خود و كاركنانش را در اين زمينه‌ها بيازمايد.

13- هدف گرا؛ فرايند گرا؛ پيشرفت گرا و توفيق گراست.

14- چشم انداز مشاركتي دارد و افكارش را با كاركنان در ميان مي‌گذارد و از انديشه‌هاي خوب آنان براي ارتقاء سازمان بهره مي‌جويد.

15- موازنه‌هاي معقولي بين استعدادها و انتظارات؛ قابليت‌ها؛ امكانات و ... برقرار مي‌كند.

16-  مديريت اختلاف را به معناي واقعي مي‌شناسد و براي مشاجرات از طريق مذاكره و تعامل عمل مي‌كند.

17- كارها را به نحو اثربخش واگذار مي‌كند (وظايف و مسئوليت‌ها و اختيارات مناسب را به طور صحيحي؛ منطقي و به روشني تعريف مي‌كند.

18- براي رفع تنگناها؛ محدوديت‌ها؛ خلاءها و نارسايي‌ها؛ بي‌وقفه مي‌كوشد و فرصت‌ها و تهديدها را به خوبي مي‌شناسد.

19- تدابير پيشگرانه و تصحيح كننده را به خوبي تنظيم و اعمال مي‌كند.

20- پيوسته بر پيشرفت كار طراحي؛ برنامه­هاي عملياتي؛ بودجه‌ها و هزينه‌ها نظارت دارد و به هدايت مستمر ؛‌ نظارت مستمر و ارزشيابي مستمر كليه امور مي‌پردازد.

21- نوآوري و خلاقيت را در تمام سطوح كاركنان تشخيص مي‌دهد و زمينه‌هاي پرورش و گسترش اين خلاقيت‌ها را فراهم مي‌آورد.

22- بحران‌ها را مي‌شناسد و در اوقات بحراني؛ با شاخص‌ها و پيچيدگي‌هاي معلوم و نامعلوم؛ با قاطعيت و مهارت برخورد مي‌كند.

23- در برنامه‌ريزي‌هاي راهبردي سازمان؛ كار گروهي و بازخورد گرفتن از بدنه را يك اصل مي‌داند.

24- به فن آوري ارتباطات (ICT ) و توسعه معقول و متناسب آن در سازمان معتقد است.