![]() |
![]() |
|
| مهدی شریعتمداری |
|
نقش مديريت مشاركتي در هزاره سوم(قسمت اول) · مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت كاركنان هر سازمان به دليل داشتن نظرات، افكار وخلاقيتهاي متنوع و متفاوت با ارزشترين سرمايهها به حساب ميآيند به همين منظور ميتوان گفت يكي از مديريتهايي كه ميتواند به اين سرمايه با ارزش ومتناسب با خصوصيات و روحيات آنها، هويت ببخشد مديريت مشاركتي است. در اين نوع مديريت به نيروي انساني تنها به عنوان ابزاري جهت نيل به اهداف سازمان نگريسته نميشود. ارزش دادن به انديشهها، پيشنهادها، خلاقيتها، آموزش، مشاركت دادن آنها در تصميمگيريهاي امور سازمان به فعال سازي آنها براي تحقق كارآمدتر و اثربخشتر اهداف سازماني كمك ميكند. مشاركت در طول ادوار مختلف همواره با مردم بوده و تقريبا از زمانيكه انسان به زندگي اجتماعي روي آورد، مشاركت نيز به عنوان عنصر لاينفك انسانها درآمد و در سراسر روزگار راه تكامل را پيمود تا جائيكه امروزه، مردم در تعيين سرنوشت خويش دخالتي آگاهانه و واقعي دارند، به ويژه در دهههاي اخير اهميت مشاركت مردم در امور سياسي، اقتصادي و اجتماعي معنايي تازه يافته است. اين اهميت در درجه اول ناشي از رشد و پيچيدگي جوامع روزگار ماست، به تبع اين تغيير و تحول، سازمانها نيز كه قسمتي از جوامع ميباشند به سوي پيچيدگي و گستردگي قدم برداشتهاند و در نتيجه براي پاسخگويي به اين تغيير و تحول رو به سوي مديريت مشاركتي (Participative Management) آوردهاند تا بتوانند از ايدهها، نظرات و ابتكارات كاركنان در اداره امور سازمان استفاده كنند. در اين راستا بسياري از سازمانها موفقيت چشمگيري بدست آورده اند. اگر مديريت مشاركتي را به سان رهيافتي جامع براي جلب مشاركت فردي و گروهي كاركنان در جهت حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعريف كنيم و بر اين باور باشيم كه مديريت مشاركتي ارتباط دائم، متقابل و نزديك بين مديريت ارشد و كاركنان است ميتوان گفت كه: مديريت مشاركتي به معناي مشاركت داوطلبانه و ارادي افراد در تصميمگيريها از طريق ارائه پيشنهادات مفيد و تعهد كاري در انجام كارها و پيشبرد فعاليتهاي گروهي سازمان است.بر پايه اين تعريف، مشاركت كاركنان در كارهايي كه به خود آنها مربوط ميشود؛ شخص را تشويق ميكند كه به تحقق هدفهاي گروه كمك كرده و در مسؤليتها و پيامدهاي آن سهيم شود. مديريت مشاركتي دو هدف عمده را دنبال مي كند: نخست، ارج نهادن به ارزشهاي انساني و به ياري طلبيدن افرادي كه به نوعي با سازمان در ارتباط اند. دوم، بهعنوان ابزاري مناسب جهت بالا بردن بهرهوري و پيشبرد سازمانها به سوي هدفهاي از پيش تعيين شده. هر چند علم مديريت طي هزاران سال مراحل تكاملي خود را طي نموده و در سطح گستردهاي رواج يافته ، ولي در دهههاي اخير مورد توجه خاص قرار گرفته است. از طرفي بسط و گسترش نظامهاي حكومتي بر مبناي مشاركت و حضور د يگران در قرون اخير، بيانگر اين موضوع است كه با پيشرفت و تحول اين علم ضرورت توجه به عامل نيروي انساني در سازمان اهميت بيشتري پيدا كرده و مسائل سازماني، تغييرات سريع محيط بيروني و دروني سازمان و احساس تعلق و تعهد در كاركنان، ضرورت همكاري و مشاركت فكري و جسمي همه افراد جامعه را ايجاب مينمايد. مهمترين مساله در همه كشورهاي جهان سوم و كشور ما دستيابي به يك چهارچوب و يا الگوي مديريت مبتني بر شرايط خاص جامعه است كه بتواند جوابگوي نيازهاي اقتصادي، اجتماعي و تكنولوژيك جامعه باشد. مشاركت و مشورت، نظرجويي و رايزني در فرهنگ غني اسلامي و تاريخ كهن ايراني جايگاهي بس والا دارد. از جمله پيشنيازهاي مديريت مشاركتي عبارتنداز: 1. زمان كافي براي مشاركت 2. برتري بهرههاي احتمالي بر زيانهاي احتمالي 3. در ارتباط با دلبستگي كاركنان 4. توانايي كاركنان در انجام وظيفه محوله 5. توانايي متقابل در برقراري ارتباط 6. احساس امنيت طرفين در مشاركت ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 12:37 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مهدی شریعتمداری
عضو هیات علمی دانشگاه، دانشجوی دکترای مدیریت در کشور هندوستان مولف دو کتاب در زمینه مدیریت ارائه مقاله و شرکت در 18 کنفرانس بین المللی بیش از 30 مقاله ملی جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید |
|
RSS
|