تبليغاتX
مدیریت در هزاره سوم
مهدی شریعتمداری

بزرگترين مشكل سازمان هاي موفق اين است كه در زمان قرار گرفتن در اوج و به هنگام پيروزي به طور طبيعي، كرخ و ايستا مي شوند. چرا كه آنان وضع موجود را بهترين مي دانند و متوجه نيستند كه همه چيز در اطرافشان در حال تغيير است. لذا پس از يك دوره موفقيت با آمدن رقيبان جديد، تغيير ذائقه ها و تغيير زمانه، پله هاي سقوط و نزول يكي پس از ديگري طي مي شود. آنان اگر نتوانند با فرايند تغيير از خواب بيدار شوند به مرگ و نيستي كشيده خواهند شد. با اين حال سوال اساسي اين است كه سازمان ها براي موفقيت و انجام روندي رو به رشد چه بايد کنند؟

سازمان هاي پيروزمند، مي توانند ضمن بهره گيري از امتيازهاي كوتاه مدت، برنامه هاي راهبردي و دراز مدت خود را نيز براي نوسازي آماده كنند. آنها در سايه نوآوري هاي ابتكاري و برنامه هاي راهبردي تغيير، وضع سازمان خود را دگرگون مي كنند. سازمان هاي مبتكر مي توانند با قرار دادن گام هاي نوآوري در روند فعالیت خود، توانمندي هاي امروز را پايه توانمندي هاي فردا قرار دهند. مديران بايد براي پيروزي در حال و آينده، همزمان به دو فعالیت جداگانه بپردازند:

نخست اينكه، پيوسته در بهتر كردن توان رقابتي كوتاه مدت بكوشند. که اين امر به افزايش تعادل در ميان كاركنان، ساختار، فرهنگ، راهبردها و فرايندها، نياز دارد. به منظور كارايي در اين فعالیت ، بايد در جنبه هاي بنيادين كار خبره بود. كارايي به تنهايي، پيروزي دراز مدت را تضمين نمي كند. حتي پيروزي امروز، مي تواند موجب شكست در آينده باشد. بنابراين، براي بدست آوردن پيروزي پايدار، مديران بايد در يك فعالیت ديگر نيز استاد باشند:

شناخت زمان و مكان نوآوري و تغييرات سازماني.

نوسازي سازماني نيازمند به چيرگي در ساز و كار نوآوري و ايجاد تغيير در سازمان است. مديران برجسته توان چيرگي همزمان در حال و آينده را دارند.

اينگونه توانمندي، براي بدست آوردن پيروزي درازمدت، بسيار حساس است. همه مديران، ابزار اينگونه برتري ها و كاربرد آنها را خوب مي شناسند. اين ابزار به مديران كمك مي كنند تا معماري سازمان خود را به عهده گرفته، پيوسته محيط كار افراد را به خوبي اداره نمايند. همچنين ساز و كار نوآوري و راه هاي ايجاد تغيير در سازمان را ژرف تر بشناسند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 1:50  توسط مهدی شریعتمداری | 

يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:

شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد  و جواب خود را در قسمت نظر بدهید بنویسید پس از آن بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 22:38  توسط مهدی شریعتمداری | 

نظر شما دوست عزیز در این خصوص چیست؟

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 3:3  توسط مهدی شریعتمداری | 
  • مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

 ۱_ تمركز بر يك موضوع و يك كار: باتوجه به اينكه اثربخشي خلاقيت بسته به سادگي و تمركز دارد افراد خلاق عمدتاً بر يك كار متمركز مي شوند. افراد خلاق خلاقيتهاي اثربخشي خود را از جاهاي كوچك شـــروع مي كنند. خلاقيت به دانش و مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند. اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. درحقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند و اين در تمام موفقيتهاي نوآورانه آن صدق مي كند.

خلاقيت نيز مانند كوششهاي ديگر نياز به استعداد، دانش و مهارت دارد. اما وقتي اين موارد تامين شد، نياز به كار سخت، متمركز و هدفمند دارد. وقتي تلاش، پشتكار و تعهد نباشد، استعداد، دانش و مهارت بي فايده است.

افراد خلاق از طريق تمركز به يك موضوع از سطحي نگري به ژرف نگري رسيده و مسائل و موضوعها را به طور عميق و همه جانبه مورد بررســـي قرار مي دهند و به خلاقيت دست مي يابند. به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد تمركز به طور فهرست وار عباتند از:

· تمركز فكري را به راحتي به وجود مي آورند؛

· روي كار خاص و مورد نظر تمركز كرده و به راحتي آن را رها نمي كند؛

· روي موضوعهاي علمي مورد نظر تمركز پيدا مي كند؛

· داراي ژرف نگري در مسائل و پديده ها و موضوعها هستند؛ رشد حرفه اي را به عنوان معيار موفقيت باور مي كنند؛

· توانايي تمام كردن، كامل كردن و يكي كردن افكار گوناگون در آنان بالاست.

۲_ داراي روحيه علمي و پژوهشي هستند: مديران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتي زندگي شخصي برخورد اصولي و علمي داشته و تحقيق و پژوهش را براي حل مشكلات كارساز مي دانند و اين به خاطر اين است كه استفاده از راه حلهاي جديد موجب صرفه جويي شده و زودتر مي توان به نتيجه رسيد.

به كارگيري روشهاي تحقيق علمي و روش حل مسئله براي مديران خلاق و نوآور امري طبيعي و روزمره است. بنابراين، آنها در انجام كارهاي ريز و درشت و سخت و آسان مراحل زير را به كار مي گيرند.

الف - شناسايي مشكل : در اين مرحله مشكل از ابعاد مختلف مورد شناسايي قرار گرفته و تبيين مي گردد؛
ب - بررسي عـلل مشكل: در اين مرحله منشـا به وجود آمدن مشكل بررسي مي شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسايي كنند؛

ج - تعيين و بررسي راه حلهاي ممكن: در اين مرحله با توجه به نوع و مــــاهيت مشكلات راه حلهاي زيادي مورد بررسي و شناسايي قرار مي گيرد؛

د - تعيين معيارها براي سنجش راه حلها: در اين مرحله معيارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فــــــرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و... تعيين مي گردد؛

ه- تعيين نتايج حاصل از مقايسه راه حل با معيارها؛

و - انتخاب راه حل مناسب؛

ز-اجرا و ارزيابي: در اين مرحله راه حل به كار گرفته شده به صورت تكويني ارزيابي شده و اصلاحات لازم صورت گرفته و بدين طريق از مدل حل مسئله براي ايجاد خلاقيت و نوآوري استفاده مي گردد.

به طور كلي ويژگيهاي مديران خلاق در بعد داشتن روحيه علمي و پژوهشي به طور فهرست وار عبارتند از:

· داراي روحيه كنجكاوي قوي هستند؛

· از مطالعه مطالب و موضوعهاي جديد لذت مي برنند؛

· به جاي حل مشكل عمدتاً مسئله ياب هستند و قبل از بروز مشكل به سراغ مشكلات و حل آنها مي روند؛

· داراي تفكر علمي و فعاليتهاي نظام مند هستند؛

· گرايش غالب به حل مشكلات اجتماعي از طريق تحقيق و پژوهش دارند؛

· برخورد اصولي و منطقي با پديده ها و مسايل و افراد دارند؛

· در پي توليد افكار و انديشه هاي جديدند؛

· به دنبال بومي كردن تحقيق و پژوهش در امور عادي كار و زندگي هستند؛

· در تعريف و انتخاب اهداف پژوهش و مسائل پژوهشي دقت دارند.

۳_ حد بالايي از قابليت خطر كردن دارند: خلاقيت خصيصه آدمهايي است كه جرات خطر كردن دارند. براي مثال در علوم پژوهشهاي خلاق كم و بيش هميشه مستلزم ریسک كردنهاي حساب شده است ولي كارهاي عادي را مي توان بدون چندان خطر كردن انجام داد. فرد حرفه اي در هيچ عرصه اي علم يا بازار بورس به دنبال «بحث موفقيت پنجاه پنجاه» نيست. به عكس، جوياي موقعيتي است كه در آن بتواند كاري كند تا دانش برتر به بار نشيند. گاه اين دانش برتر حاصل پشتكار در كسب «قطعه هايي» بيش از اكثر افراد ديگر است. گاه تصادفي حاصل مي شود. اما هرگونه كه حاصل شود، بعيد است كه عنصر خطر را به كلي حذف كند.

عملكرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهاي حساب شده هم هست، كه در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است. قبول خطر هميشه با شناخت يا خطرات و تجزيه و تحليل آنها به مبناي ميزان اثرگذاري بر سازمان شروع مي شود و (مديران خلاق) برمبناي اطلاعات جمع آوري شده و آگاهي، به ارزيابي ريسك از طريق انجام فرآيند اصلي زير مي پردازند:

الف - برآورد ميزان ريسك (اندازه گيري ريسك)؛

ب - سنجش ريسك، چقدر اين ريسك نسبت به ريسك هاي ديگر بزرگتر است؛

ج - تصميم گيري در مورد ريسك (آيا اين ريسك با درنظر گرفتن معيارهاي متداول روز قابل قبول است)؛

د - اقدام لازم در مورد ريسك.

به طور كلي مي توان مشخصه هاي اصلي خطرپذيــــري مديران خلاق را به طور فهرست وار به شرح زير بيان كرد:

· در بيان نظر و عقيده خود جرات دارند؛

· در عمل و اجــــــرا جسارت به خرج مي دهند؛

· مسئوليت پذيرند؛

· بدون هـــراس فكر و نظر خود را پياده مي كنند؛

· آمادگي براي ماجراجويي هاي علمي و اجتماعي دارند؛

· براي تجربه شكست و رسيدن به موفقيتها آماده اند.

۴- داراي روحيه نقادي بالايي هستند: از جمله خصايص مديران خلاق اين است كه خود از جمله افراد انتقادكننده بوده و انتقادپذير هستند و روحيه نقادي را از طريق ارائه اطلاعات به كاركنان، توجه و پذيرش نظرات كاركنان، ايجاد انگيزه نقد و ارائه راه حل، انجام نظرسنجي از كاركنان، استقرار سيستم پيشنهادات در سازمان اشاعه مي دهند. وقتي روحيه نقادي در تك تك كاركنان ايجاد شد. اين امر به عنوان باورهاي مشترك درآمده و در سازمان نهادينه مي گردد. نقد را مي تـوان نـــرم افزاري براي توسعه فكر و ظرفيت ذهني و علمي بشر دانست. در نقادي افكار، و مباحث علمي و سازماني مختلفي مورد بحث قرار گرفتـــه و از دل آنها انديشه هاي نو پرورش مي يابد و به عنوان راهكارهاي عملي مشكلات سازمان را حل مي كند و در نهايت در دل نقادي خلاقيتهاي فردي شكل مي گيرد و افراد خلاق سازمان را تبديل به يك سازمان خلاق مي كنند. به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد انتقادپذيري عبارتند از:

· داشتن روحيه نُرم شكني و سنت شكني معتدل و منطقي؛

· سرزنده و داشتن اعتماد به نفس قوي در زندگي فردي و سازماني؛

· لذت بردن از روبرو شدن با نظرات مخالف؛

· گرايش قوي اجتماعي و سازماني؛

· اشاعه فرهنگ جسارت علمي و برملا كردن حقايق؛

· آينده نگري قوي و قدرت تجزيه و تحليل بالا؛

· در بحث با ديگران حاضر جواب و آماده هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 8:23  توسط مهدی شریعتمداری | 

راه های ایجاد خلاقیت در محیط کار

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

1)    اگر براستی خواهان یک سازمان خلاق هستید از خودتان سوال کنید، آیا آماده هستید کارکنانتان با بیان ایده های خود سبب آزار شما شده و یا منشی شما با استدلال برای شما بیان کند که نظرات او از شما هوشمندانه تر است؟ پس در ابتدا در این خصوص فکر کنید.

2)    به این موضوع توجه داشته باشید که شما دارای یک سازمان تقریبا خلاق هستید ‏ و دارای کارکنانی که قابلیت های نهفته ای داشته و دارای ایده های فراوان هستند، آنها ایده های خود را به هنگام صرف ناهار، نوشیدن چای و ... به یکدیگر منتقل می کنند و در صورتی که به طور فعالانه در زمینه ارتقاء خلاقیت در سازمان تلاش نکنید، تمامی این ایده ها، هنگامی که آنان به پشت میز کارشان برمی گردند، فراموش خواهند شد

3)    ایجاد امنیت نمایید، این نکته اهمیتی ندارد که کارکنان سازمان شما چقدر خلاق اند ‏ بخاطر داشته باشید در صورتی که آنان اعتماد به مدیریت شما نداشته باشند، ایده های خود را منتقل نخواهند کرد. دو دلیل برای این کار وجود دارد:

الف _ بیان ایده های نو با خود مخاطراتی را به همراه دارد، چه بسا ممکن است عده ای، بیان کنند ه ایده را تحقیر نمایند و یا آنانی که علاقمند به تغییرات نیستند به مخالفت با کسانی بپردازند که ایده های خود را بیان کرده اند، لذا در صورتی که اعتماد وجود نداشته باشد، کارکنان ایده های خوب خود را بیان نخواهند کرد.
ب _ ایده های خوب اغلب دارای ارزش بسیار زیاد هستند و اگر کارکنان اعتماد به مدیریت نداشته باشند، تمایلی ندارند تا چنین منفعتی نصیب سازمان شود

4)    شرایطی را در سازمان پدید آورید تا ارتباطات تسهیل شده و ایده ها در سازمان به گردش درآیند و مدیریت نیز با جدیت آنان را تحویل گرفته و مورد بررسی قرار دهد و این می تواند از طریق سیستم مدیریت ایده های شغلی انجام شود. همچنین می توان در سازمان دیوار ثبت نظرات را ایجاد نمود تا هرکسی که ایده ای به ذهنش می رسد آن را با نام خود بر روی آن ثبت نماید.

5)     شرایطی را ایجاد نمایید که افراد در بیان ایده ها مشارکت نمایند. یک ایده اغلب نوک یک کوه یخ است که اگر کارکنان با یکدیگر همکاری نمایند ‏ این ایده توسعه یافته و از یک ایده خوب به یک ایده بسیار ازشمند تبدیل خواهد شد .

6)    یقین حاصل نمایید که تمامی کارکنان در کلیه واحدهای سازمان می توانند در شرکت دادن ایده های خود و توسعه آنها مشارکت نمایند. اگر تصور می کنید تنها کارکنان بازاریابی قادرند در زمینه بازار یابی ایده های نو ارائه نمایند، تنها ایده ها ی معمولی نصیبتان خواهد شد، شاید تعجب کنید که کارکنان حسابداری، منابع انسانی و ...  نیز می توانند ایده های خوبی در زمینه بازاریابی ارائه نمایند.

7)      اگر کارکنان شما ایده های خوبی ارائه می کنند به آنها پاداش دهید و این پاداش تنها پول نخواهد بود، دادن مرخصی، هدایا، گواهی و یا تشویق از طرف مدیرعامل سازمان می تواند بسیار ارزشمند باشد. البته پاداش ها می توانند پول و یا حتی پول ناشی از بکارگیری ایده ها باشد، بخصوص سهیم کردن کارکنان در منافع ناشی از بکارگیری ایده ها بسیار مهم خواهد بود زیرا بجای اینکه آنان در پی تخریب سازمان باشند به دنبال ارائه ایده های خوب و عملی ساختن آنها خواهند بود.

8)    هیچ گاه کارکنان را بخاطر ایده های نامناسب تنبیه نکنید، حتی یک خنده ممکن است بطور جدی سبب کاهش اعتماد به نفس شخصی شود که فردا می تواند ایده ای بسیار عالی ارائه نماید. کارکنان خلاق در تمامی زمانها دارای ایده هستند گاهی اوقات بعضی از ایده های آنها نامناسب اند و بعضی اوقات بسیار هوشمندانه هستند لذا با تنبیه افراد خلاق این ایده ها از دست خواهند رفت.

9)     زیاد بر روی تحقیقات و تحلیل ها تکیه نکنید، اگرچه آنها در جای خود دارای ارزش بوده و واقعا وجود آنها در قرن ۲۱ بسیار ضروری است اما بزرگترین ایده ها معمولا از طریق الهام به دست آمده اند.

10)    بخاطر داشته باشید خلاقیت یک سرمایه گذاری بلند مدت است و منافع آن در کوتاه مدت به سازمان بازنمی گردد، اگر سازمان شما خلاق نیست، زمان خواهد برد تا کارکنان با روش های جدید فکر کردن آشنا شده تا نحوه رفتار و روش تولید کردن آنها تغییر کند. پس زمانی که ایده ها به جریان افتد، آنها باید به مرحله عمل برسند و این نیازمند زمان است. اما در گذر زمان نتایج و منافع این سرمایه گذاری قابل توجه خواهد بود، لذا برخیز و برای رسیدن به این هدف حرکت کن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 0:9  توسط مهدی شریعتمداری | 

ویژگیهای افراد خلاق (قسمت دوم و پایانی)

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

۷- ارتباط هوش با خلاقیت

هوش يكي از پيش نيازهاي خلاقيت است و پايين بودن درجه هوشي فرد معمولا به پايين قرار گرفتن ويژگي خلاقيت منجر مي شود، اما هوش سرشار نيز دلالت بر خلاق بودن شخص نمي كند. بررسي نشان مي دهد كه هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند، اما براي اينكه فرد بسيار خلاق باشد ضرورتاً نبايد نابغه باشد.

افرادی داراي هوش پايين عموما از نظر خلاقيت نيز ناتوانند و خلاقيت در افراد داراي هوش كمي بالاتر از متوسط، بيشتر مشاهده شده است. اشخاص باهوش و ذكاوت خوب در مدارج تحصيلي، بسيار خوب عمل مي كنند ولي شاهد كيفي كه دلالت بر خلاقيت آنها نماید بسيار كم است. به طور خلاصه پژوهشگران به يك رابطه يا همبستگي نسبتا كم بين هوش و خلاقيت دست يافته اند.

۸- ابتکار

ارائه پیشنهاد جدید خود نوعی  خلاقیت است. یعنی به پشتوانه اندیشه سالم، ذهنی پویا و منعطف در هر زمان بتوان پیشنهاد تازه ای را یافته و ارائه داد. انسانهای خلاق چشمه جوشانی از پیشنهادهای سازنده و مفيد هستند. اصولا يك فرد خلاق بي تفاوت از كنار مسائل نمي گذرد و محيط پيرامون را هميشه با دقت مورد توجه قرار مي دهد.

۹- تمرکز نیروی ذهنی بر والاترین هدفی که دارند

افراد خلاق همیشه و در هر شرایطی ذهن و نیروی خود را بر یک موضوع ویژه متمرکز می کنند و به دنبال دستیابی به هدفی والا و بلند مرتبه هستند و با این عمل بر قله رستگاری و موفقیت تکیه می زنند همانند متمرکز شدن نور توسط ذره بین در یک نقطه و یا تمرکز لیزر در یک نقطه که حتی در فولاد هم نفوذ می کند. اما انسانهایی که از خلاقیت کمتر برخوردارند اهداف و مسئولیتهای متعددی را بر می گزیند و در هیچ زمینه ای بطور کامل توفیق حاصل نمی کنند.

شاید با اندک تفکر مثالهایی از مدیران و مسئولین در محیط اطراف خود بیابیم که با قبول چندین مسئولیت و عدم توانایی در تمرکز روی یک نقطه مدیر موفقی نبوده اند و یا بالعکس. باید بدانیم که دستیابی به اهداف همواره در فضای ذهنی روشن، متمرکز و با ایستادگی و پشتکار میسر می گردد.

۱۰_توجه به علایق درونی

افراد خلاق بيشتر به وسيله علايق دروني خود نسبت به كارهاي خلاق برانگيخته مي شوند تا عوامل بيروني نظير شهرت، پول يا تاييد ديگران. در واقع، وقتي دلايل بيروني باعث انجام كارهايي مي شود كه ذاتًا جزو كارهاي فكري خلاق به حساب مي آيد، ممكن است شخص انگيزه خود را براي انجام آن از دست بدهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مهر1386ساعت 0:1  توسط مهدی شریعتمداری | 

ویژگیهای افراد خلاق (قسمت اول)

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

افراد خلاق چه ويژگيهايی دارند؟ آيا افراد خلاق داراي ويژگيهاي خاصي هستند؟ افراد خلاق دارای يک سري از ویژگیهایی هستند که این ویژگیها را می توان با درجات متفاوت در تمام افراد جامعه پیاده کرد. خلاقیت در اثر رخوت و کم کاری راکد می گردد ولی هیچگاه از بین نمی رود، بنابراین باید سعی شود این ویژگیها پرورش داده شوند تا خلاقیت دچار رکود نگردد.

ویژگی های افراد خلاق را می توان به شرح زیر بیان نمود:علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ويژگيهاي ديگري نيز دارند كه آنها را از ساير افراد متمايز مي كند اين ويژگيها عبارتند از:

۱_برخوردار از سلامت روانی

افراد خلاق افرادی هستند که از سلامت روانی برخوردارند. این افراد قادرند فکر، اندیشه و حرف های تازه را پشت سر هم مطرح کنند بدون اینکه دچار رکود گردند. بهره مندی از ذهنی سالم، باز و گشوده این امکان را برای قوة خلاقه فراهم مي کند تا از آنچه می خواهد تصویر روشنی بیافریند و بلاخره عملی منشا موفقيت و پیروزی است که در ورای آن اندیشه ای سالم نهفته باشد، همانگونه که ورزش عضلات را قوی تر و سالم تر می کند تفکر، مطالعه کتاب های مفید و نگارش تجارب، افکار و منش ها نیز باعث تقویت و سالم تر شدن روان و ذهن گردیده و نهایتاً موجب باروری و شكوفايي خلاقیت میگردند.

۲- کنجکاو

افراد خلاق بسيار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جستجوي موضوعات پيچيده، جديد، ناشناخته و عجيب هستند. به همين سبب آنها در مقايسه با افرادي كه از توانايي خلاقيت كمتري برخوردار هستند، سوالات بيشتر و پيچيده تري را مطرح مي كنند. افراد خلاق، بخش عمده اي از وقت خود را صرف توجه دقيق به اطراف خود مي كنند و از اين طريق سوژه هاي جديدي براي فكر كردن پيدا مي كنند.

۳- بررسی راه حلهای مختلف

معمولا برای حل هر مساله و رسیدن به یک هدف، چندين راه و روش در نظر می گیرند و به یک راه بسنده نمی کنند.

۴- انعطاف پذیر

افراد خلاق انعطاف پذير هستند یعنی توانایی کنار گذاشتن چارچوب های ذهنی گذشته و توانایی دیدن اندیشه های جدید و بررسی افکار نو و پذیرش مناسب ترین و کارآمد ترین باورها و در ارائه راه حل و انديشه بكر و بديع آمادگي بسيار دارند آنها با استفاده از اين ويژگي، توانايي تعقيب و دستيابي به راه حل مشكل را از راه هاي مختلف دارا هستند.

۵- استقلال رای و داوری:

افراد خلاق بر خلاف افرادی که تمایلی به خلاقیت ندارند انسانهایی پیرو و دنباله رو نبوده، و به دنبال تکیه گاهی در عالم بیرون نیستند تا به او چنگ زنند، بلکه این افراد صاحب فکر، اندیشه، سبک و روشی خاص هستند. آنها همواره مطیع بی چون و چرای مسئول بالاتر و افراد با نفوذ نبوده و از جمع پیروی نمی کنند بلکه بر اساس اعتقادات و الگوی ذهنی خود و بر اساس منطق حاکم بر امور از استقلال رای و قضاوت بر خوردارند.

۶- ترجیح مسائل ساده به پیچیده

پيچيدگي مسائل توجه آنان را جلب مي كند. افراد خلاق، مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند. افرادی که خلاقیت نداشته و تمایلی به بروز چنین امری را از خود نشان نمی دهند هرگز سراغ سختیها نرفته و همواره در جستجوی راههای بی دغدغه و آسان هستند بطوریکه معمولاً راه های پیموده شده را انتخاب می نمایند و علاقه ای به خطر کردن و پذیرش وظایف سنگین را ندارند. این افراد خواهان سایبان امنیتی ساخته شده به دست دیگران هستند در حالیکه افراد خلاق و مبتکر همواره در تلاش و تکاپو بوده و به هر کور سوئی رضایت نداده و در جستجوی منشا نور می باشند.

بنابراین پیچیدگی ها را انتخاب کرده و بدنبال یافتن راه حلی ساده برای آنها هستند. ولی افرادی که تمایل به خلاقیت ندارند به جای پرداختن به ریشه خود را با برگ ها و شاخه ها سرگرم کرده و با رفتن به سراغ مسائل ساده خود را قانع و ارضا، می کنند.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 0:23  توسط مهدی شریعتمداری | 

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

با علم و اعتقاد به آنچه که در پی می آید، با عمل و با مداومت در انجام آنها، هر انسانی حتی با نازل ترین درجة خلاقیت قادر است جرقة مقدس را شعله ور ساخته و خلاقیت خفته را پیدا سازد.

1_ قبول وجود ذخیره بی کران خلاقیت در درون انسان

باید پذیرفت و باور داشت که این گوهر نفیس و گران بها در وجود همة ما از ابتدای خلقت تعبیه گردیده ، چرا که خداوند ما را نمایندگان خود در روی زمین نامیده است. این فلسفه و این ایمان منشا بیداری اندیشه، فکر و پیدایش خلاقیت است.

2_شکستن مرز بندی کلیشه ای

برای جلا دادن و غبارروبی گنجینة بیکران هوش، حکمت و خلاقیت، باید از دایره ای که ما را احاطه کرده است خارج شد، باید مرزبندی های کلیشه ای و تجویز شده را شکست و پا به دنیای بیرون نهاد و از بیرون به خزانة عظیمی که خداوند در وجود خلیفه خود نهاده است نگریست و از آن نهایت بهره را جست.

3_انجام کارهای جدید و مداومت در آنها

باید همواره در فکر خلق ایده های جدید و تراوش اندیشه های نو بود نباید با قانع شدن به آنچه هست در جا زد و موجبات رکود و افسردگی را فراهم ساخت. باید همواره در انجام کارهای نو ظهور و جدید پیش قدم بوده و مداومت کرد.

4_تلاش در جهت ارتقای دانش و مهارت

بروز و ظهور خلاقیت نیازمند آمادگی است و این آمادگی در سایه ممارست، تمرین و افزایش آگاهی  و مهارت میسر می سازد. هر چه دامنه علم، دانش و مهارت گسترده تر باشد احتمال بروز خلاقیت، ابتکار و نوآوری نیز افزایش پیدا می کند. بنابراین هر روز با مطالعه، تحقیق، کار و تلاش باید موقعیتی را