![]() |
![]() |
|
| مهدی شریعتمداری |
نقشهاي مدير نقش مدير در سازمان را به نقش ارتباطي كه خود شامل تشريفات و رهبري و نقش اطلاعاتي كه شامل نقشهايي همچون رابط، رئيس اطلاعات سازماني، اطلاعرسان و نماينده يا سخنگوي سازمان و نقش تصميمگيري كه در بر گيرنده نقشهايي به عنوان خلاق و نوآور، مسئول رفع بحران تخصيص دهنده منابع و مذاكره كننده ميباشد تفكيك نمودهاند. رئيس تشريفات: بيشتر جنبه نمايشي و تشريفاتي دارد. مانند لوح تقدير كه مدير در طي يك مراسم به كاركنان نمونه ميدهد. رهبري: مسئوليت ايجاد انگيزش در كاركنان و زيردستان و تحريك بخشيدن در آنان. ارتباط (ربط): تماس گرفتن با افراد خارج از سازمان به منظور كسب اطلاعات از آنان و بستن قرارداد با سازمانهايي كه اطلاعات مفيدي را به سازمان ميدهند. رئيس اطلاعات: مديران از طريق خواندن مجله يا صحبت كردن با سايرين سعي ميكنند تا از سازمانها و مؤسسات ديگر اطلاعاتي را دريافت كنند تا از نظرات و سليقه مردم باخبر شوند و بتوانند با سازمانهاي ديگر همكاري و يا رقابت و مقابله نمايند. اطلاع رسان: مدير، اطلاعات موجود را كه از كاركنان و با ديگران بدست آورده است را به تمامي اعضاء سازمان منتقل نمايد. سخنگوي سازمان: درباره برنامه و سياستها و فعاليتها و نتايج اقدامات اطلاعات لازم را به افراد و ساير سازمانها ميدهد. خلاقيت و نوآوري: مدير در نقش نوآوري دست به كارهاي تازه ميزند و براي ايجاد تحول در سازمان به تحقق و بررسي پرداخته تا اقدامات اصلاحي را بعمل آورد. مسئول رفع بحران: هنگامي كه سازمان با بحران و يا حالت غيرقابل پيشبيني مواجه شد مدير بايد در جهت رفع بحران بكوشد و با ارائه راهحلها، اقدامات اصلاحي بعمل آورد. تخصيص دهنده منابع: مسئوليت تخصيص منابع اعم از مالي و انساني بين بخشهاي مختلف سازمان بر عهده مديران ميباشد و او تصميمات مهم را در اين رابطه اتخاذ ميكند. مذاكره كننده: مذاكره و چانه زدن و بستن قرارداد با سازمانهاي مختلف از جمله نقشهايي است كه مديران به عنوان نماينده سازمان دارا ميباشند. برگرفته از کتاب اصول و مباني مديريت )مديريت عمومي( تالیف مهدی شریعتمداری انتشارات کوهسار چاپ دوم آبان 1385 |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 31 تیر1387ساعت 13:32 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
جایگاه و نقش برنامه ریزی در سازمان · مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت بنابراین یکی از وظایف مدیران در هر سازمان، برنامه ریزی آموزشی است. برنامه ریزی آموزشی افزون بر بالا بردن احتمال موفقیت مدیران در هدایت مطلوب سازمان، آنها را در انجام سایر وظایف مدیریتی نیز یاری می دهد. بدین معنا که با برنامهریزی صحیح امور سازماندهی شده، تامین منابع انسانی و هدایت رهبری، به ویژه نظارت و کنترل اجرائی تر و اثربخش تر خواهد شد. برنامه ریزی دارای اصولی است که این اصول در سازمانها باید با شکلی تخصصی تر مورد توجه و استفاده قرار گیرد. از مهمترین اصول برنامه ریزی، تعیین اهداف سازمان است که شامل اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت میشود. مدیر برنامهریز باید در انتخاب اهداف سازمان دقت کافی داشته باشد زیرا اهداف انتخاب شده باید قابل وصول بوده و هماهنگی منطقی با هم داشته باشند. در تهیه این برنامه می بایست به نکاتی همانند نحوه اجرا و ارزشیابی برنامه ها، ارائه خدمات مشاوره ای به مدیران سازمان در مورد پیگیری برنامههای آموزشی و شناسائی نقاط ضعف موجود در سیستم آموزشی سازمان و توسعه برنامه های جایگزین توجه ویژه کرد. ● استقرار یک برنامه ریزی آموزشی صحیح در هر سازمان می تواند در موارد مشروحه ذیل به مدیران و موفقیت آن سازمان کمک کند: ۱- فرصتهای آتی به روشنی مشخص میگردند. مشکلات آینده پیش بینی شده و راهکارهای عملی جلوگیری از مواجه شدن با آنها تعیین می شوند. ۲- عملکرد کلی سازمان را مجسم سازد. ۳- دید روشنی نسبت به روابط با مخاطبین سازمان فراهم مینماید. ۴- برداشت کاملی ازشرح وظایف و فعالیتهای درون و برون سازمانی را ترسیم می کند. ۵- با استفاده از پیش فرضها مسائل و مشکلات ممکن در محیط را شناسائی نموده و با در نظر گرفتن تمامی عوامل و نیروهای موثر زمینه مناسب برای اتخاذ تصمیم صحیح را فراهم میکند. ۶- عواملی را که خارج از کنترل است تشخیص داده و دلائلی برای انتخاب برنامه های جایگزین ارائه می دهد. ۷- برنامه ریزی چارچوب واحدی برای فعالیتها به وجود می آورد و افراد سازمان را وادار میکند تا تلاشها و کوششهایشان را بر امور مهم سازمان متمرکز سازند و از کارهای کم اهمیت احتراز کنند. ۸- بر نامه های اثر بخش موجب هماهنگی فعالیتهای سازمان شده و فعالیتهای غیرسودمند را حذف می کند. افزون بر این برنامهریزی باعث می شود هزینه فعالیتهای سازمان را به حداقل رسانده و زمینهای مناسب را فراهم میسازد تا از منابع مالی و انسانی حداکثر استفاده به عمل آید و از هدر رفتن زمان و سرمایه جلوگیری شود. ۹- برنامه ریزی، باعث تقویت رفتار سازمانی میگردد. و از سوی دیگر موجب تقویت کار تیمی در سازمان شده و زمینه مشارکت تمامی کارکنان را در حصول به اهداف کلی سازمان فراهم می آورد. وقتی اهداف سازمان و وظایف هر یک از کارمندان مشخص باشد توان همکاری آنان با سازمان بهتر میشود و در نتیجه نیروهای خلاق و نوآوری کارکنان آزاد شده و به آنان فرصت می دهد تا در فرایند تفکر برای پیشبرد بهتر کارها مشارکت بیشتر داشته باشند. ۱۰- برنامه ریزی باعث تسهیل در امر کنترل و نظارت است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 دی1386ساعت 21:19 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
اصطلاح مدیریت بیانگر فرآیند رهبری و هدایت همه سازمان یا بخشی از آن از طریق به کارگیری منابع سازمانی (انسان، سرمایه های مشهود و نا مشهود) برای دستیابی به اهداف و رسالت سازمان، می باشد. اصول مديريت شامل 1.برنامه ريزی 2.طرح ریزی 3.کنترل 4.به کار گیری 5.رهبری است. بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است. یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا آنجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و آسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج آن است نه شیوه انجام آن عمل. بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگر را ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته میشود علم مدیریت است و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختهها در شرایط گوناگون میشود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 23:18 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مهدی شریعتمداری
عضو هیات علمی دانشگاه، دانشجوی دکترای مدیریت در کشور هندوستان مولف دو کتاب در زمینه مدیریت ارائه مقاله و شرکت در 18 کنفرانس بین المللی بیش از 30 مقاله ملی جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید |
|
RSS
|