![]() |
![]() |
|
| دکتر مهدی شریعتمداری |
|
كليدواژهها : حل مسئله؛ كارمند خوش فكر؛ استفاده از توان فكري ديگران؛ راه حل ساده ساختمان كتابخانه انگلستان قديمي بود و تعمير آن نيز فايده اي نداشت. قرار بر اين شد كتابخانه جديدي ساخته شود. اما وقتي ساخت بنا به پايان رسيد، كارمندان كتابخانه براي انتقال ميليون ها جلد كتاب دچار مشكلات ديگر شدند. روزي، كارمند جواني از دفتر رييس كتابخانه عبور كرد. با ديدن صورت سفيد و رنگ پريده رييس، بسيار تعجب كرد و از او پرسيد كه چرا اينقدر ناراحت است. رييس كتابخانه مشكل كتابخانه را براي كارمند جوان تشريح كرد، اما برخلاف توقع وي، جوان پاسخ داد: سعي مي كنم مساله را حل كنم. روز ديگر، در همه شبكه هاي تلويزيوني و روزنامه ها آگهي منتشر شد به اين مضمون: همه شهروندان مي توانند به رايگان و بدون محدوديت كتابهاي كتابخانه انگلستان را امانت بگيرند و بعد از بازگرداندن آن را به نشاني زير تحويل دهند. نکته مدیریتی: سعی کنیم همواره خود را تغيير دهيم نه جهان را. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 12:58 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
نقش فرهنگ سازماني در اداره سازمان
بهسازي سازمانها فرآيندهاي بسيار گسترده است كه در آن عواملي از جمله فرهنگ سازماني، سبك مديريت و رضايت شغلي از اهميت زيادي برخوردار هستند. با توجه به اينكه رفتار سازماني فرد از فرهنگ حاكم بر سازمان تاثيرپذير است، ميتوان گفت كه هنگامي كه ارزشها و هنجارهاي فرهنگي در جاي شايسته خود قرار بگيرند و از قدرت و تحرك دروني برخودار باشند ميتواند نه تنها نيروئي وحدتبخش و يگانهساز ميان كاركنان باشند بلكه وسيلهاي كارآمد در بسيج نيروهاي سازمان در دستيابي به هدفهاي عمومي گردند. فرهنگ سازماني پديدهاي ملموس نيست و به راحتي قابل شناسايي نميباشد. كوه يخي است كه تنها قله آن آشكار است و بخش عمده آن ناپيدا و پنهان است ولي در واقع نمايانگر “شيوه زندگي” واقعي اعضاي سازمان است. فرهنگ سازماني كه پيوندي نزديك با فرهنگ عمومي جامعه دارد، بخش گستردهاي از رفتار و بالندگي سازمان را ميپوشاند و براي پديد آوردن دگرگوني و پايداري رفتار مطلوب و سنجيده، از آن كمكهاي مؤثري گرفته ميشود. بطور كلي ميتوان فرهنگ سازماني را عامل كليدي در دستيابي به مقاصد و استراتژيهاي سازماني، بهبود اثربخشي سازماني و مديريت تغيير دانست. فرهنگ سازماني و ساختار سازماني از ارتباطي متقابل با يكديگر برخوردار ميباشند، همانطور كه ساختار سازماني از فرهنگ سازماني متاثر ميگردد، خود نيز در تقويت و تحكيم فرهنگ سازماني خاص خويش مؤثر است. اساساً ساختارهايي كه از انعطاف و قدرت انطباق بيشتري برخوردارند، ميتوانند به تحكيم و ثبات فرهنگ قوي سازماني همت گمارند. در سازماني كه فرهنگ آن از درجه بالايي از خصوصياتي نظير تفويض اختيار، روحيه ابتكار و خلاقيت، ريسكپذيري، انسجام و تحمل ابهام برخوردار است، نميتواند ساختاري را طراحي كرد كه به جريان يافتن ارتباطات سازماني از كانال تنگ سلسله مراتب و يا تمركز قدرت به جاي توزيع آن و مقررات دست و پاگير بوركراسي اصرار ورزد. فرهنگ سازماني يا به عبارتي مجموعه باورها، اعتقادات و ارزشهاي نسبتاً ثابت و الگوهاي رفتاري كه عموماً افراد سازمان پايبند آنها هستند ميباشد و روي تمام جنبههاي سازمان از جمله رفتار فردي، رفتار سازماني، نگرشكاركنان، خلاقيت و نوآوري، تدوين اهداف، اجراي استراتژيها، انگيزه و تعهد، ميزان وفاداري افراد، سختكوشي، نظم و انضباط و بهرهوري تاثير ميگذارد و ميتواند سرچشمهاي براي حركت و پويايي و يا مانعي در راه پيشرفت به شمار آيد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 13:29 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
نكته اصلی در مدیریت انگیزش این است كه بدانیم كاركنان به وسیله چیزی انگیخته میشوند كه تحقق آن را باور دارند و این تحقق نه به وسیله وعده و وعید مدیران، بلكه مدیران میتوانند در كاركنان خود به وسیله درجریان آوردن سه شرط لازم برای انگیزش یعنی اعتماد به نفس، اطمینان و رضایت به وسیله ایجاد محیطی كه در آن سه شرط تقویت میشوند، ایجاد انگیزش كنند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 11:54 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دکتر مهدی شریعتمداری
عضو هیات علمی دانشگاه، رئیس مرکز مطالعات و آموزش نیروی انسانی منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی مولف سه کتاب در زمینه مدیریت ارائه مقاله و شرکت در 20 کنفرانس بین المللی بیش از 30 مقاله ملی جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید |
|
RSS
|