تبليغاتX
مدیریت در هزاره سوم
مهدی شریعتمداری

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

ارزشیابی عملکرد یکی از موضوع­های مهم و در عین حال پیچیده مباحث مدیریت منابع انسانی است. موضوع ارزشیابی عملکرد معمولاً پس از انتخاب و استخدام، آموزش و ایجاد انگیزش در کارکنان مطرح می­شود.

دلایل متعددی برای ارزشیابی عملکرد کارکنان وجود دارد. نخست آن که ارزشیابی­ها اطلاعاتی به دست می­دهند که بر­پایه آن می­توان در خصوص ارتقای کارمند تصمیم­گیری کرد. دوم آنکه ارزشیابی برای مدیر و کارکنان فرصتی فراهم می­سازد که بتواند رفتار مربوط به کار را با یکدیگر بازنگری کنند و سرانجام ارزشیابی به مدیر و کارمند فرصتی می­دهد که به منظور کارآیی و اثربخشی بیشتر، در برنامه­های آینده بازنگری کنند و ضعفها و کاستیها را جبران و نقاط قوت را تقویت کنند.

ارزیابی عملکرد کار آسانی نیست. بسیاری از اوقات ارزیابی­ها رنج آورند، بدلیل آنکه مدیران درباره­ فرآیند و علت ارزیابی دچار خطاهائی هستند. در اینجا به ده اشتباهی که ممکن است از سوی مدیران بروز کند، اشاره می­شود:

ده اشتباه مدیران هنگام ارزیابی عملکرد کارکنان:

1) صرف وقت بیشتر در ارزشیابی عملکرد به جای طرح­ریزی و برنامه­ریزی عملکرد در طول سال.

2) مقایسه کارمندان با یکدیگر.

3) فراموش کردن این موضوع که ارزشیابی درباره پیشرفت و بهبود است نه برای سرزنش کردن.

4) تصور اینکه شکل رتبه­بندی، شکلی است هدف­دار، خالی از نظر شخصی و ابزاری بیطرفانه.

5) توقف ارزشیابی عملکرد، به هنگامی که حقوق و مزایای یک شخص ثابت است و قرار نیست تغییر کند.

6) باور کردن این موضوع که آنان در مقام و موقعیتی هستند که می­توانند به دقت کارمندان را ارزشیابی کنند.

7) لغو یا به تأخیر انداختن جلسات ارزشیابی.

8) سنجش یا ارزیابی مسائل کوچک و پیش پا افتاده.

9) شگفت­زده کردن کارمندان در زمان ارزشیابی.

10) تصور اینکه همه کارمندان و همه شغل­ها باید درست به یک روش ارزشیابی شوند و برای همه از شیوه­ واحد استفاده شود.

هفت اشتباهی که کارکنان هنگام ارزشیابی عملکرد به آن دچار می­شوند:

1) تمرکز بر فرم­های ارزشیابی.

2) عدم آمادگی قبلی.

3) حالت دفاعی به خود گرفتن.

4) ارتباط نداشتن در طول سال.

5) شفاف نبودن به اندازه لازم

6) یک طرفه کردن ارزشیابی.

7) تمرکز بر ارزشیابی، به عنوان راهی برای بدست آوردن پول بیشتر.

+ نوشته شده در  شنبه 31 شهریور1386ساعت 0:2  توسط مهدی شریعتمداری | 

بدیهی است که کار کردن با کسانی که از نظر خلق و خو، الگوهای ارزشی، و شیوه زندگی با شما تشابه دارند راحت تر است. اما تیمی متشکل از اعضای شبیه به یکدیگر، به ندرت اثربخش است.

مدیران با هوش بیشتر ترکیبی از مهارتها و تجربیات را ترجیح می دهند. صاحبنظرات مدیریت، بارها ثابت کرده اند که موثرترین تیم ها آنهایی هستند که اعضایشان مهارتها و ویژگیهای متفاوت دارند. به عنوان مثال، شما نیاز به افرادی دارید که ایده های چالشی را ارایه می دهند، برنامه های عملی پیشنهاد می کنند، در اجرایی نمودن برنامه ها موثرند، در ادارة افراد تبحر دارند، و... اکثر افراد دارای ترکیبی از مهارتها هستند. آنها در برخی از مهارتها قوی و در برخی دیگر ضعیف هستند. مهارت مدیر خوب آن است که مطمئن شود مهارتهای مختلف در گروه وجود دارد، و بین آنها، تا حد امکان توازن برقرار کند.

ترکیبی از زمینه های تحصیلی _ اجتماعی، ارزشها و دیدگاها در تیم نیز ارزشمند است، زیرا باعث می شود که گروه خلاق تر و کاراتر از تیمی باشد که اعضایش شبیه به یکدیگرند.

مسئولیت شما به عنوان مدیر این است که افراد تیمتان با هم در تعامل باشند و در قالب یک تیم موفق تعصباتی را که نسبت به یکدیگر دارند کمرنگ کنند. همزمان شما می خواهید هر فرد را در تیم، به گونه ای اداره کنید که در چارچوب کار تیمی موفق باشد. کلید موفقیت در انجام این مسئولیت این است که فکرتان باز باشد، هرگز قضاوت نکنید و هیچ گاه تبعیض قایل نشوید. در عوض فواید متفاوت بودن اعضای گروه را بپذیرید و از آن استفادۀ بهینه کنید.

دشوارترین کار، مدیریت بر افرادی است که با شما فرق می کنند. این افراد بیشتر وقت و انرژی شما را می گیرند. اما به عنوان مدیر نمی توانید به خاطر دوست نداشتن نگرش یا شخصیت آنها نیازهایشان را نادیده بگیرید.    

 همیشه با خود بگویید :

« من به تدریج دریافتم که دیگران تصمیمات متفاوتی با شیوه های متفاوت اتخاذ می کنند ولی این امر نبایستی به این نتیجه گیری بینجامد که تصمیمات آنها صحیح است و تصمیمات من غلط، یا بر عکس. افراد در چگونگی انجام دادن کارها با یکدیگر متفاوتند.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 20:32  توسط مهدی شریعتمداری | 

مدیریت قورباغه ای

اگر قورباغه‌اي را به همراه مقداري از آبي كه در آن زندگي مي‌كند در ظرفي بريزيد و آب را به آرامي گرم كنيد خواهيد ديد كه قورباغه به گرم شدن آب عكس‌العملي نشان نمي‌دهد تا آن كه آب جوش مي‌آيد و قورباغه مي‌ميرد.

دليل اين رفتار اين است كه قورباغه يك حيوان خونسرد است و دماي بدن خود را با تغييرات تدريجي دماي محيط تطبيق مي‌دهد.

اگر قورباغه ديگري را بگيريد و در ظرف آبي كه اختلاف دماي قابل ملاحظه‌اي با دماي بدن قورباغه دارد اما براي آن قابل تحمل است، بياندازيد خواهيد ديد كه به سرعت به بيرون مي‌جهد چرا كه نمي‌تواند اين تغيير دما را تحمل كند.

 

شرح حکایت

مديراني كه به محيط و تغييرات آن توجه ندارند مانند قورباغه عمل خواهند كرد. اين مديران روند و تغييرات تدريجي را شناسايي نمي‌كنند و بنابراين در زمان لازم استراتژي مناسب را اتخاذ نمي‌كنند زيرا خود را براي آن شرايط تغيير كرده آماده نكرده‌اند.

از طرف ديگر اين مديران ظرفيت تحمل خيلي از تغييرات محيطي ناگهاني را ندارند و بنابراين به آن تغييرات به درستي عكس‌العمل نشان نمي‌دهند.

به بيان ديگر اين مديران استراتژيك عمل نمي‌كنند و از فرصت‌ها و تهديدها به درستي بهره نمي‌برند.

به نظر شما نکته مدیریتی این متن چیست؟

منتظر پاسخهای ارزشمند شما هستم
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 21:48  توسط مهدی شریعتمداری | 

چگونه بر روی رئیس خود تاثیر مثبت بگذاریم؟ قسمت دوم و پایانی

11_ مطلع باشید. با مطالعه مجلات و نشریات مربوط به حرفه خود و شرکت در جلسات، سمینارها و نمایشگاههای مربوطه، همواره از آخرین رویدادهای حرفه خود مطلع باشید.

12_ به روز باشید. در زمینه اطلاعات عمومی، حقوقی و پیشرفتهای زمینه کاری خود اطلاعات کسب کرده، مهارتهای خود را تقویت نموده و همواره در پی کسب مهارتهای تازه باشید.

13_ مودب باشید. احترام و صداقت خود را به رئیس خود نشان دهید و از او در مقابل دیگران نیز با احترام یاد کرده یا لااقل پشت سر او بدگویی نکنید.

14_ انعطاف پذیر باشید. تغییرات ناگزیر رخ خواهند داد و سازمانهای مختلف به افرادی نیاز دارند که بتوانند با شرایط تازه همراه شوند.

15_ به سلامت خود اهمیت دهید. هنگامی که ضعیف و ناتوان باشید، خلاقیت و کارایی شما نیز تحت تاثیر قرار گرفته و موقعیت شما را به خطر می اندازد.

16_ زندگی خصوصی خود را پشت در محل کار بگذارید. همکاران شما روانکاو نیستند و بیان مشکلات خصوصی نه تنها به شما کمکی نمیکند، بلکه موجب افت بازدهی خواهد شد، این کار اعتبارتان را خدشه دار ساخته و روابط کاریتان را از بین میبرد.

17_ بیش از وظایف مشروحه خود توانایی داشته باشید. وظایف کوچک اما متفاوتی بر عهده بگیرید، در مواقع ضروری ساعات بیشتری به کار بپردازید و هرگز نگویید: «این کار در حیطه وظایف من نیست».

18_ عضوی از گروه باشید. به رئیس و همکاران خود نشان دهید که قلباً خیرخواه آنان هستید و هر زمان که لازم باشد آماده همدلی و یاری هستنید.

19_ هر از گاهی استراحت کنید. زندگی متعادل و ذهنی شفاف میتواند انرژی و روشن بینی شما را افزایش دهد، پس زمانی را به استراحت بپردازید.

20_ ظاهر و رفتاری مثال زدنی داشته باشید. هرگز نگذارید کسی تصور کند که به اجبار کار میکنید. بلکه باید طوری رفتار کنید که گویی منتظر ترفیع و تشویق هستید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 9:12  توسط مهدی شریعتمداری | 

چگونه بر روی رئیس خود تاثیر مثبت بگذاریم؟قسمت اول

داشتن شغلی مناسب و داشتن روابط کاری خوب، آرزوی هر فرد شاغلی است. اما گاهی به دست آوردن این شغل به اندازه راضی نگهداشتن رئیس مشکل نیست! در واقع ورود و باقی ماندن در یک سازمان، موسسه، کارخانه، شرکت و هر محیط کاری دیگری، علاوه بر اینکه به تواناییهای خاص و متناسب با آن نیاز دارد، بلکه نیازمند هوش، سیاست کاری صحیح و نشان دادن تواناییهای فردی است.

گاهی تصور می کنیم همین که کار خود را بدون مشکل انجام می دهیم کافی است، اما در دنیایی که تناسبی بین نیروی متخصص و کار مناسب وجود ندارد، رعایت نکات زیر میتواند در حفاظت از موقعیت شغلی بسیار مفید واقع شود:

1_ اهداف را بشناسید. خود را با اهداف و ارزشهای رئیس و سازمان خود تطبیق دهید و اولویتهای رئیس خود را اولویت خود بدانید.

2_ بدانید که چگونه ارزیابی خواهید شد. بدانید که دقیقاً کدام مهارتها، رفتارها و فضائل شما مورد قضاوت قرار گرفته و تشویق خواهد شد.

3_ قابل اطمینان باشید. آنچه را که گفته اید، حتی بهتر از آن انجام دهید. کمتر قول بدهید و بیشتر عمل کنید.
4_ انرژی مثبت بدهید. شما نباید شخص معترض و نالان سازمان بوده و راهکارهای رئیس یا سازمان را زیر سوال ببرید. شما باید تشویق کننده و الهام بخش باشید، کسی که همه مایلند در کنار وی کار کنند.

5_ کار خود را به موقع و به حرفه ای ترین روش ممکن انجام دهید. آن دسته از ایده های رئیس خود را که می توانند به او و بخش مرتبط با وی کمک کنند عملی ساخته، مسئول به کار گرفته شدن آنها باشید.

6_ اشتباه خود را بپذیرید. هنگام بروز اشتباه و توضیح دادن درباره آن، به جای پرداختن به آنچه غلط انجام داده اید، بر آنچه آموخته اید تمرکز کرده و مسئولیت خطای خود را بپذیرید.

7_ سازمان یافته عمل کنید. قبل از ترک محل کار خود، برای روز بعد برنامه ریزی کنید. وظایف خود را به نسبت فوریت و اهمیت دسته بندی کنید و با خود قرار بگذارید که حداقل دو مورد اول فهرست خود را حتماً انجام دهید.

8_ وقت شناس باشید. حضور به موقع و حتی زودتر بر سر کار و یا در جلسات، نشانه علاقه مندی، قابل اطمینان بودن و توانایی شما در اداره موثر فعالیتها است.

 9_ کاردان باشید. برای پاسخ هر پرسش یا حل هر مشکلی سراغ رئیس نروید. ابتدا خوب به آن فکر کنید و اگر باید مشکلی را به رئیس گزارش دهید، چند راه حل هم برای آن پیشنهاد کنید.

10_ افقهای خود را گسترش دهید. از دوره های آموزشی سازمان استفاده کنید و برای شرکت در پروژه هایی که متفاوت از تجربیات و امور روزمره شماست، داوطلب شوید.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 23:46  توسط مهدی شریعتمداری | 

به نظر شما پیام مدیریتی این تصویر چیست؟منتظر پاسخهای ارزشمند شما هستم

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 0:2  توسط مهدی شریعتمداری | 
   

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

همانگونه که در جوامع بشری از سنتی بودن به صنعتی شدن و از صنعتی بودن به فراصنعتی شدن گام بر می دارند، علوم و فنون و تکنولوژی هم رو به تکامل، دگرگونی و پیشرفت است. به موازات این تغییرات است که اهمیت، لزوم و خواص آموزش بیش از پیش ملموس گشته تا حدی که برخی از صاحبنظران در اهمیت آموزش می گویند: «آموزش در حقیقت خود مدیریت است» بدین معنی که بدون آموزش کارکنان، پایه های مدیریت هم متزلزل می شود و فرو خواهد ریخت.

آموزش کارکنان یک امر حیاتی و اجتناب ناپذیر است که باید بطور مستمر با مجموع فرایندهای مدیریت مورد توجه قرار گیرد تا سایر فعالیتهای مدیریت بتواند مثمرثمر واقع گردد. آموزش در حقیقیت یکی از راههای اصولی و منطقی دهدایت تلاشهای کارکنان سازمان است و باعث به کارگیری استعدادهای نهفته، به کاراندازی قدرت تخیل و به وجود آمدن حس انعطاف پذیری فکری لازم در کارکنان خواهد شد. اما این نکته مهم و حیاتی را هم نباید فراموش کرد که آموزش با همه اهمیت و لزومش زمانی می تواند مفید و موثر واقع گردد که با نیازهای معنوی، مادی و روحی حال و آینده یکایک کارکنان هماهنگی داشته باشد و در خلاف جهت آن حرکت نکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 20:10  توسط مهدی شریعتمداری | 

مدیریت تله موشی

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته‌اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لب‌هايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي‌رسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط مي‌توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب مي‌داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديده‌ام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خنده‌اي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟

در نيمه‌هاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي‌كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها مي‌گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته‌اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!

شرح حکایت

به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، مي‌تواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.

به نظر شما نکته مدیریتی این متن چیست؟

منتظر پاسخهای ارزشمند شما هستم

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 23:11  توسط مهدی شریعتمداری | 

·         مهدی شریعتمداری

عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت

با علم و اعتقاد به آنچه که در پی می آید، با عمل و با مداومت در انجام آنها، هر انسانی حتی با نازل ترین درجة خلاقیت قادر است جرقة مقدس را شعله ور ساخته و خلاقیت خفته را پیدا سازد.

1_ قبول وجود ذخیره بی کران خلاقیت در درون انسان

باید پذیرفت و باور داشت که این گوهر نفیس و گران بها در وجود همة ما از ابتدای خلقت تعبیه گردیده ، چرا که خداوند ما را نمایندگان خود در روی زمین نامیده است. این فلسفه و این ایمان منشا بیداری اندیشه، فکر و پیدایش خلاقیت است.

2_شکستن مرز بندی کلیشه ای

برای جلا دادن و غبارروبی گنجینة بیکران هوش، حکمت و خلاقیت، باید از دایره ای که ما را احاطه کرده است خارج شد، باید مرزبندی های کلیشه ای و تجویز شده را شکست و پا به دنیای بیرون نهاد و از بیرون به خزانة عظیمی که خداوند در وجود خلیفه خود نهاده است نگریست و از آن نهایت بهره را جست.

3_انجام کارهای جدید و مداومت در آنها

باید همواره در فکر خلق ایده های جدید و تراوش اندیشه های نو بود نباید با قانع شدن به آنچه هست در جا زد و موجبات رکود و افسردگی را فراهم ساخت. باید همواره در انجام کارهای نو ظهور و جدید پیش قدم بوده و مداومت کرد.

4_تلاش در جهت ارتقای دانش و مهارت

بروز و ظهور خلاقیت نیازمند آمادگی است و این آمادگی در سایه ممارست، تمرین و افزایش آگاهی  و مهارت میسر می سازد. هر چه دامنه علم، دانش و مهارت گسترده تر باشد احتمال بروز خلاقیت، ابتکار و نوآوری نیز افزایش پیدا می کند. بنابراین هر روز با مطالعه، تحقیق، کار و تلاش باید موقعیتی را فراهم آورد تا بیشترین بهره از قوه خلاقه برده شود.

5_آرامش فکر و مثبت اندیشی

مثبت اندیشی و آرامش زمینه ساز رشد و شكوفايي خلاقیت انسانهاست. به طوري که آرامش و مثبت نگری زمینه فعالیت نیمکره چپ مغز که مسئول کار کرد منطقی، آگاهانه و تجزیه و تحليل است فراهم تر می کند، درحاليكه استرس، منفی اندیشی و منفی نگری، ترس، دودلی و اضطراب نیمکره چپ را از کار انداخته و زمینه فعالیت نیمکره راست مغز را که مسئول احساسات و هیجانات می باشد مهیا می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 16:7  توسط مهدی شریعتمداری | 

مدیر شدن ممکن است حرکتی نامحبوب باشد. ممکن است افرادی وجود داشته باشند که وقتی شما مدیرشان می شوید احساس حسادت، تنفر، و یا نگرانی کنند و همین مسائل باعث رفتارهای منفی در آنها گردد. برخی از آنها ممکن است آشکارا بخواهند دردسرآفرینی کنند! این را بایستی تا حدودی بخشی از لوازم مدیریت بدانید و برداشت شخصی نکنید_ حتی اگر به نظر دشوار بیاید! اما اگر افراد مشخصی هستند که شما با آنها مشکل دارید، صرف وقت برای جلب اعتماد آنها اغلب کارساز و با ارزش است.

هیچ نسخه یکسانی برای حل تعارضهای کاری وجود ندارد، اما روشهای ساده و قابل یادگیری ممکن است کمک کنند. گوش دادن و بازخورد می توانند کارساز باشند. در ذیل مواردی که می توانند مدیران در برخورد با تعارضها انجام دهند بیان می گردد.

1_ از افراد بپرسید که چه احساسی در مورد وضعیت تعارضی دارند.

2_ واکنش مشخصی مبتنی بر نظر خودشان نشان دهید_ مثلا با استفاده از جملات متفاوت چیزهایی را که شنیده اید خلاصه کنید تا مطمئن شوند که شما موضع و نظر آنها را درک کرده اید. می توانید بگویید که « می توانم احساس شما را درک کنم.»

3_ تلاش کنید که احساسات عمیق خود را با شما در میان بگذارند.

4_ احساس خود را بیان کنید و دلیل آن را بگویید و اطمینان یابید که فرد شما را درک می کند. مثلا بگویید، در این مورد چه فکر می کنید؟

5_ ایده ای در جهت پیدا کردن راه حلی که مورد توافق هر دوی شماست پیشنهاد کنید یا جویا شوید. مثلا بگویید، آیا راهی هست که هر دو به توافق برسیم؟

6_ سعی کنید بر روی چیزهای کوچک توافق کنید و بر روی این توافق ها، توافقهای مهمتر را بسازید. بر توافقها_ نه تفاوتها_ تاکید ورزید.

 به نظر شما چه نکات دیگری را می توان به این مطلب افزود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 21:32  توسط مهدی شریعتمداری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مهدی شریعتمداری
عضو هیات علمی دانشگاه، دانشجوی دکترای مدیریت در کشور هندوستان
مولف دو کتاب در زمینه مدیریت
ارائه مقاله و شرکت در 18 کنفرانس بین المللی
بیش از 30 مقاله ملی
جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید

پیوندهای روزانه
چینش
تحول مدیریت
پندهای مدیریت و فن آوری اطلاعات
مدیریت بازرگانی
مدیریت نوین
کار تیمی
مدیریت دانشگاه آزاد تنکابن
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
دانشکده مدیریت دانشگاه شریف
مقالات مدیریت
دانشجویان مدیریت دانشگاه شیراز
راه حلی برای آینده
به اندیش
management
مقالات انجمن علمی مدیریت بازرگانی
مدیریت
مدیریت آموزشی
مدیریت منابع انسانی
مطالعات مدیریت استراتژیک
دوستداران ایران در هند
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
آرشیو موضوعی
مشخصات مهدی شریعتمداری
آنچه باید به عنوان مدیر بدانیم
تالیفات
آموزش منابع انسانی
اصول مدیریت
مدیریت استرس
متفرقه
خلاقیت
مدیریت زیر ذره بین
ارسال خبرنامه
(((((دعوتنامه عضویت در انجمن متخصصین ایران))))))))
تفويض اختيار در مدیریت
مدیریت مشارکتی
مدیریت ارتباط در روابط انسانی
مدیریت زمان
ارزشیابی عملکرد
بهره وری
نظام پیشنهادها
مدیریت کارآفرین
مدیریت دانش
مدیریت استراتژیک
سازمان یادگیرنده
مدیریت پاداش
مدیریت از نقطه صفر
آموزش مجازی
پیوندها