![]() |
![]() |
|
| مهدی شریعتمداری |
|
هرگز مغرور نشوید. هر قدر اوضاع بر وفق مرادتان باشد بدانید که مردم از آدمهای مغرور خوششان نمی آید. آنها از شما با اولین نشانه های غرور و فخر فروشی بدشان خواهد آمد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 0:40 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
مدير در حلقه زمان (قسمت دوم و پایانی) · مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت زماني كه از اتلاف وقت سخن به ميان ميآيد اغلب زمانهايي كه صرف تفريح، سرگرمي و يا خوابيدن ميشود به ذهن ما خطور مي كند اما در حقيقت اين اوقات به هيچ وجه تلف نميشوند بلكه فرصتهايي براي تمدد اعصاب و تجديد قوا، به منظور آمادگي براي براي كار و فعاليت هستند. اتلاف وقت به زمانهايي گفته ميشود كه طي ساعات كاري و در حالي كه فرد ظاهراً مشغول كار است بي هدف ميگذرد مثل زماني كه صرف پيدا كردن يك نامه در روي ميز كار يا كشوهاي آن ميشود يا مدتي كه طول ميكشد تا شماره تلفني را براي چندمين بار در دفترچه تلفن پيدا كرد البته همه عوامل اتلاف وقت به اين آشكاري و صراحت نيستند.قبل از اينكه بتوان از زمان بهتر استفاده كرد لازم است بدانيم كه چگونه زمانمان سپري ميشود. اغلب اوقات يك مدير بدون آنكه خود متوجه باشد وقت خود را صرف انجام امور نه چندان مهم و ضروري ميكند و گاه مديراني را ميبينيم كه همه نامههاي رسيده را بدون كم كاست مطالعه ميكنند و در اين كار تفاوتي بين نامههاي مهم و بياهميت قائل نيستند. يكسري عوامل اتلاف وقت وجود دارند كه مي بايست قبل از هر چيز آنها را شناسايي كرد، زيرا اين عوامل دلايل عمده كاهش كارايي و اثربخشي در كار ميباشند، كه ميتوان از اين عوامل به عنوان سارقان زمان ياد كرد. كه پارهاي از اين عوامل به شرح زير ميباشند: تلفن: تلفن به عنوان بزرگترين و اصليترين ابزار ارتباطي يك مدير محسوب مي شود ، چنانچه مدير نداند چگونه تهديدات آن را كنترل كن، .ميتواند بزرگترين دشمن براي اثربخشي وي مبدل شود. جلسات: مطالعات نشان ميدهد كه مديران مياني حدود 17 ساعت در هفته را در جلسات ميگذارنند و حدود 6 ساعت را صرف برنامهريزي براي آن و ساعات هنگفتي را نيز به دنبال آن هدر مي دهند. بازديدكنندگان سرزده: مهلكترين كلماتي كه زمان مديران را ميگيرد، اين چند كلمهاند.“ يك دقيقه وقتتان را به من ميدهيد” استفادهكنندگان اين كلمات همكاران و دوستان ميباشند. تحقيقات انجام شده در كشورمان نشانگر اين است كه حدوداً 11 دقيقه، متوسط زماني است كه از فرد توسط اين كلمات سلب ميشود. فقدان اهداف و اولويتبندي: عدم تعيين هدف موجب ميشود زمان بسياري صرف مسائل جزئي و غير مهم شود. عدم توانايي براي گفتن ( نه): اين يك قانون عمومي است كه اگر افراد بتوانند كار يا مشكلات را به گردن ديگري بيندازند، اين كار را خواهند كرد. بخش اعظم استرس مديران ناشي از فقدان مهارت براي گفتن نه به دليل ترس از ناراحت شدن ديگران است. كه اين خود باعث اتلاف زمان ميگردد. تفويض اختيار غيراثربخش: تفويض مناسب يكي از مهارتهاي كليدي مديران است، همانطور كه عدم تفويض اختيار موجب پر مشغله شدن مدير ميشود، عدم تفويض مناسب نيز وقت زيادي از وي خواهد گرفت. در اين زمينه قانون عمومي اين است، اگر يكي از كاركنان شما بتواند كاري را 80 درصد به خوبي شما انجام دهد بايستي آنرا تفويض اختيار كنيد. راهبرديهايي جهت مديريت اثربخش زمان: مواردي كه ميتوان از انها جهت مديريت اثربخش زمان استفاده كرد به شرح ذيل ميباشد: 1. اهداف مورد نظر خود را براي سال، ماه و هفته جاري با واقع بيني تعيين كنيد. 2. كارهايي را كه بايد انجام دهيد به ترتيب اهميت و نه به ترتيب فوريتشان اولويت بندي كنيد. اجازه ندهيد كارهاي كم اهميت خودشان را بر شما تحميل كنند. 3. براي هر كاري وقت معيني اختصاص دهيد. پر انرژي ترين ساعات روز خود را به انجام مهمترين كارهايي كه به خلاقيت و انديشه نياز دارد اختصاص دهيد. ساعت 9 تا 11 انرژي جسمي و ذهني در اوج خود است.اين ساعات را به هيچ وجه از دست ندهيد.براي يك مدير مهمترين كارها اموري هستند كه به خلاقيت و تجزيه و تحليل نياز دارند مثل تصميم گيري راهبردي هرگز اين ساعات را صرف امور روزمره مثل مكاتبات و پاسخگويي به تلفن هاي نه چندان مهم و نظاير آن نكنيد. 4. زمانهايي را براي خود برنامه ريزي كنيد كه در آن زمانها كسي مزاحم شما نشود تا بتوانيد در آرامش به كارهاي مهم خود رسيدگي كنيد. 5. هرگاه به دليل لغو قرار ملاقات يا جلسه اي ساعتي وقت آزاد پيش بيني نشده نصيبتان شد سعي كنيد از آن براي انجام بخشي از مشكل ترين كارهايتان استفاده كنيد. 6. هرگز در برابر وسوسه انجام كارها به ترتيب خوشايند بودنشان تسليم نشويد. 7. هنگام برنامه ريزي كار روزانه تان همواره زماني را براي امور غيرمنتظره و پيش بيني نشده در نظر بگيريد.مطالعات آماري نشان مي دهد كه بهترين حالات تنها 60 درصد از برنامه روزانه مديران براساس پيش بيني تحقق مي يابد. 8. در برنامه ريزي زماني واقع نگر باشيد و به هر كاري به اندازه اهميتش وقت اختصاص دهيد. 9. همواره تا جايي كه ممكن است در انجام كارهاي روزمره خود از ديگران كمك بگيريد. به ديگران فرصت مشاركت در كارهاي مديريت را بدهيد تا هم وقت شما به هدر نرود و هم نيروهاي توانمندي براي آينده تربيت كنيد. 10. امور محوله سنگين و پيچيده را به چندين وظيفه قابل انجام و ساده تر تقسيم كنيد. با تعريف و طبقه بندي نيمي از كار به خودي خود انجام مي شود. 11. هرگز اجازه ندهيد كارهاي روزمره تان روي هم انباشته شود. 12. پيش از شركت در هر جلسه اي حتماً دستور جلسه را بخوانيد. اگر براي شما دستورالعمل ارسال نشده است آن را درخواست كنيد. 13. اگر خودتان جلسه اي برگزار مي كنيد خوش برخورد باشيد حتي المقدور كوتاه سخن بگوييد. 14. كارهايتان را با خود به خانه نبريد. نه تنها قادر به انجام آنها نخواهيد بود بلكه اوقات فراغت خود را هم ضايع كرده و به واسطه انجام ندادن كار نيز عذاب وجدان خواهيد داشت. 15. استفاده از برخي تجهيزات الكترونيكي و نرم افزاري براي برنامه ريزي زماني مؤثر و مطلوب است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 14:49 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست ميانداختند. دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست ميانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آنهايم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام. «اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»
به نظر شما نکته مدیریتی این متن چیست؟ منتظر پاسخهای ارزشمند شما هستم نظر دوست خوبم، سيد حسن پ از ساري در انتخاب استراتژي بايد نگاهي بلند مدت داشت و اگر به استراتژي خود اطمينان داري آن را با قدرت ادامه بده و توجه چنداني به كساني كه اين استراتژي را درك نمي كنند و هر از گاهي در مقابل آن جبهه مي گيرند نكن . دنيا به كام آناني است كه با خلاقيت مسائل را از زواياي جديدي ديده و حل مي كنند اما ديگران در همان شرايط از انجام چنين كاري عاجز هستند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 مرداد1386ساعت 22:28 توسط مهدی شریعتمداری |
|
مدير در حلقه زمان (قسمت اول) · مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت هر هدفي كه در زندگي براي انجام هرگونه فعاليتي داشته باشيم، زمان يكي از عوامل محدود كننده در نيل به آن محسوب مي شود و مهم نيست كه تقاضا براي اين متاع چقدر باشد. زمان متاعي است كه تاريخ مصرف دارد و به هيچ وجهي قابليت نگهداري، انبار كردن، سريع يا كند كردن را ندارد. زمان با ارزش ترين منبعي است كه در اختيار انسانها قرار دارد. اهميت اين منبع را ميتوان در دو بعد مشاهده نمود: اول آنكه زمان تنها منبعي است كه ميان افراد به طور مساوي تقسيم شده است و دوم اينكه استفاده از منابع ديگر وابسته به داشتن زمان است، زيرا تمامي منابع ديگر به شرط وجود زمان ارزش مييابند و به همين دليل ارزش و اهميت توجه به زمان در بسياري از فرهنگها و زبانهاي مختلف تكرار شده است. زماني قادريم تعريف دقيقي از زندگي بر روي كره زمين داشته باشيم كه بتوانيم وقت معيني براي زندگي در اين كره خاكي به دست آوريم. مهمترين وظيفه ما در زندگي اين است كه براي زمان اهميت جدي قائل شويم و براي بهره گيري درست از آن برنامهاي داشته باشيم. بر اين اساس ميتوان گفت زمان اصليترين سرمايه بشري است كه نياز به مديريت و اداره كردن دارد، تا از آن در راستاي تحقق اهداف فردي و سازماني استفاده شود. حال به سؤالات زير توجه نمائيد: يك ساعت از عمرتان براي شما چقدر ارزش دارد؟ به راستي چنين سرمايهاي را با چه چيزي ميتوان ارزشگذاري كرد؟ آيا همان گونه كه مراقب پولتان هستيد مراقب گذشت زمانتان نيز هستيد؟ براي افراد پرمشغله مسئله كمبود زمان مسئله آشنايي است. متخصصان علم مديريت بر اين باورند كه مديريت زمان كليد موفقيت در برابر كوه مشكلاتي است كه هر مديري با آن روبروست. تحقيقات نشان داده است كه بيشتر افراد در طول شبانه روز نيمي از وقت خود را بدون برنامهريزي تلف ميكنند كه متاسفانه بيش از هر چيز از عادات نامناسب و عدم خود نظمدهي آنها ناشي ميشود. مضافاً اينكه عدهاي از افراد هستند كه طفره رفتن و به تعويق انداختن اعمالي كه براي انجام يك كار يا رسيدن به يك هدف و يا ايجاد فرصت ضرورت دارد، جزء صفت شخصي آنها در آمده است، به گونهاي كه هميشه كار امروز را به فردا موكول ميكنند . به عبارت ديگر عادات نامناسب آنها به واگذار كردن كارها و فعاليتهايشان به زماني غير از زمان حاضر و در يك كلام، اتلاف زمان، جزء خصوصيات آنها در آمده است. بنابراين سؤال اساسي اين است كه براي بهره گيري از حداكثر زمان ممكن چگونه ميتوان خود را تربيت كرد و به يك خود نظمدهي مطلوب دست يافت؟ پاسخ اين پرسش در يك كلام مديريت زمان است. با مديريت زمان ميتوان عادات مطلوبي را به صورت طبيعت ثانوي خود درآورد و در وقت و زمان كمال صرفهجويي را نمود و از وقت خود بهترين بهره را گرفت. نبايد فراموش كرد كه هدف اصلي مديريت زمان بالا بردن كارايي و بهره وري است.جوهره مديريت زمان اين است كه بهترين و پرانرژي ترين اوقات خود را صرف مهمترين كارها كنيد تا به بيشترين نتايج مطلوب برسيد. لازم به ذكر است كه توفيق در انجام حجم قابل ملاحظه اي كار در مدت زمان محدود لزوماً با كار سخت و تلاش بيشتر حاصل نميشود، بلكه كافي است اندكي از هوش و ذكاوت خود بهره بگيريد، تنها با اندكي تغيير در عادات كار ميتوان تا 20 درصد از وقت خود را صرفهجويي كرد اما چگونه ميتوان به طور مؤثري در زمان صرفهجويي نمود؟ ادامه دارد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 9:53 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
· مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت وسايل ارتباط غيركلامي به دو دسته تقسيم ميگردند: ü نشانههاي شنيداري: شدت صوت، سرعت بيان، لهجه، تكه كلام، آهنگ سخن و مكثها ü نشانههاي بصري استفاده از حركات دست، اعمال نمايشي، حالت بدن اكنون به توضيح برخي از اين موارد ميپردازيم: استفاده از حركات دستها: ميتوان با استفاده از دستها نفوذپذيري بيشتري در سخنان خود ايجاد كرد و به روشنتر شدن مطالب و يا تاكيد بر قسمتهايي از آن كمك نمود. اين حركات بسيار مؤثر ميباشند و ميتوانند نشان دهندة تسلط، قاطعيت و يا بيتفاوتي و عدم اعتماد شما باشد. البته بايد توجه داشت كه حركت دستها نبايد بيضابطه، ساختگي و يا بيهدف باشد. ايستادن در حالي كه دستهاي ما در پشت بدن قرار دارند، نشاندهندة سردي و تكبر است، قرار دادن دستها در جيب شلوار نشانه بيادبي بوده و حركت زياد دستها نيز به دستپاچگي و عدم تسلط تعبير ميشود. براي تمرين ميتوان حركات خود را از قبل در مقابل آينه مشاهده نمود و يا از يكي از دوستان خواست كه حالات و حركات ما را بازگو نمايد. بهتر است كه از حركات و حالات ديگران تقليد نكنيد و از حركات طبيعي و ذاتي خودتان استفاده نمائيد. هر قدر كه راحتتر و بدون اطوار صحبت كنيد، به همان نسبت سنگينتر به نظر خواهيد آمد. يك چهرة خشك و بيروح در شخص مقابل، ايجاد بياعتمادي ميكند، چرا كه او نميتواند برداشت خاصي از اين چنين چهرهاي نمايد البته خنده و يا لبخند ساختگي نيز دردي را دوا نميكند و معمولاً در همان مراحل اولية، تصنعي بودن آن آشكار ميشود. ولي يك لبخند حقيقي و بيريا به نحو مؤثري به ايجاد ارتباط و اعتماد متقابل كمك مينمايد. ارتباط بصري: حتماً تا به حال با اين گفته كه “ تا به چشمهاي طرف نگاه كردم همه چيز دستگيرم شد” مواجه شدهايد. شايد در نگاه اول اين گفته اغراقآميز به نظر آيد، اما بعضيها بر اين عقيدهاند كه چشمها مهمترين وسيلة ارتباط غيركلامي هستند، و گاه معني و مفهوم يك نگاه بيش از هزار جمله است، بطوري كه بسيار پيش آمده در مواقعي كه انسان دچار احساسات و عواطف شديد ميشود ديگر قادر به سخن گفتن نيست. اينجاست كه نگاه و يا اشكي كه از چشم جاري ميشود تاثيري بس شگرف خواهد داشت و پيامي را منتقل خواهند نمود كه هيچ جملهاي قادر به بيان آن نيست. هنگامي كه گوينده به آنچه كه ميگويد اطمينان ندارد و يا در گفته خود صادق نيست، معمولاً ميكوشد تا نگاهش با نگاه مخاطب خود تلاقي نداشته باشد و اغلب نگاه خود را به جاي ديگري ميدوزد. در اين گونه موارد ايجاد ارتباط بصري به حداقل خود ميرسد. نگاه كردن بيش از حد به اطراف، تغيير دادن مسير نگاه به اين طرف و آنطرف در مخاطب ايجاد ناآرامي خواهد نمود. حالت بدن: وضعيت و حالت بدن ميتواند نشان دهندة اعتماد به نفس و يا اضطراب و بيقراري شخص باشد. حالت بدن با نيم تنهاي متمايل به جلو و چانهاي با كشيدگي ملايم، نشان از توجه و علاقه به موضوع است. برعكس شانههاي آويخته و پشت خميده، بازتابي از خستگي، بدخلقي، عدم اعتماد به نفس و يا بيعلاقگي است. بنابراين ميتوان با وضع و حالت علاقه يا عدم علاقة خود را به طرف مقابل نشان داد. فاصله: در هنگام گفتگو فاصله بين افراد نيز ميتواند نشان از چگونگي ارتباط فيمابين داشته باشد برخي فاصله را به چهار قسم تقسيم كردهاند ـ فاصله صميمي ( تقريباً 60 سانتيمتر) ـ فاصله شخصي ( 60 تا 150 سانتيمتر) ـ فاصله اجتماعي ( 150 تا 200 سانتيمتر) ـ فاصله عمومي ( از 2 تا تقريباً 8 متر) فاصله نشاندهندة روابط ميان دو طرف همدلي و صميميت آنهاست. كم كردن هر يك از فواصل تعيين شده ميتواند پيامهاي ناخوشايندي را به همراه داشته باشد و غالباً به سطح ارتباطي صدمه خواهد زد. بلنديآوا و سرعت بيان: صداي رسا و بلند موجب جلب توجه مخاطب شما خواهد گرديد. البته بايد توجه نمود كه اين بلند بودن صدا از حد متعارف تجاوز ننمايد. چرا كه اين فزوني در شدت صوت، ميتواند به جاي آنكه نشان از اعتماد به نفس داشته باشد به پرخاشگري نيز تعبير شود. سخن گفتن با صداي آرام، سنجيده و متانت را ميرساند. صحبت كردن با صداي آرام نفوذ بيشتري دارد چرا كه مستمع مجبور است تمركز بيشتري داشته باشد. سرعت زياد اغلب موارد نشانگر تسلط سخنگو و اعتقاد وي از آنچه كه ميگويد است. مستمع از چنين گويندهاي مطلب زيادي را در زمان كوتاه فرا ميگيرد. از سوي ديگر سرعت زياد در موقع سخن گفتن شايد نشان از ترس و هيجان داشته باشد و اين گونه تعبير شود كه سخنگو ميخواهد هر چه سريعتر از مخمسهاي كه در آن گرفتار شده رهايي پيدا كند. براي اينكه اثر بيشتري بر روي مخاطب خود داشته باشيم، بهتراست سرعت خود را طوري تنظيم كنيم كه همواره توجه طرف مقابل معطوف سخنان ما بشود. مطالب مهم را ميتوان با بيان شمرده، آهسته و نافذ، بهتر جلوه داد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 19:15 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
· مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت 1ـ صريح و قاطعانه صحبت كنيد: صحبت كردن به صورت صريح، تلخ، قاطع و پرآب و تاب است، بنابراين خود و ارتباط خود را هر چه واقعيتر سازيد. رو در روي فرد مقابل جهت صحبت كردن باشيد. هرگز پايينتر از فرد مقابل قرار نگيريد. 2ـ ساده صحبت كنيد: از كلمات ناآشنا و غير مصطلح استفاده نكنيد. 3ـ شنونده خوبي باشيد: شامة تيز و گوش شنوا داشته باشيد. از صحبتهاي طرف مقابل خود نكات اساسي را بيرون بكشيد و با آنان صحبت كنيد. 4ـ پيام خود را حتيالمقدور خلاصه كنيد: همة قسمتهاي پيام را به خوبي مورد سنجش قرار دهيد و فقط نكات و قسمتهاي با ارزش و طلايي را ارائه كنيد. توجه خود را بر قسمتهايي كه براي طرف مقابل مهم است متمركز سازيد، نه آنچه براي شما مهم است. 5 ـ ارائه پيام صرفاً به صورت شفاهي نيست: به تبليغات اعتقاد داشته باشيد كه بيشتر از گفتار اغراقآميز مؤثر خواهد بود. 6 ـ بازخورد به دست آوريد: پس از اينكه با طرف مقابل صحبت كرديد يقين پيدا كنيد كه او آنچه را ميگوييد درك ميكند، كه اين مستلزم بدست آوردن بازخورد است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 مرداد1386ساعت 9:49 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
این ممکن است خیلی دشوار باشد که به افرادی که همسن والدینتان هستند دستور دهید، اما این نقش شماست و آنها هم این رفتار را از شما انتظار دارند. موضوع مهم این است که برای افراد احترام قایل شوید. افراد مسن تر تجربیات کاری و زندگی بیشتری از شما دارند، بنابراین از آنها تا حد امکان یاد بگیرید. بهترین روشی که از احساس تهدید جلوگیری می کند این است که جویای ایده هایشان شوید و از تجربیاتشان استفاده کنید. هر فردی دوست دارد که ارزشمند تلقی شود و این به شما کمک می کند که تصمیمات بهتری اتخاذ کنید. شما ممکن است نگران باشید یا نفهمید که افراد مسن تر و با تجربه تر انتظار دارند که راهنمایی هایشان عملی کنید، زیرا که مسن تر و فهمیده ترند. به این دلیل بایستی کاملا در هر موقعیتی مشخص کنید که چگونه تصمیم گیری با آنها مشورت و نظر خواهی خواهید کرد. بدین ترتیب، آنها انتظارهای واقع بینانه ای در مورد نظراتشان خواهند داشت و استقلال شما را در تصمیم گیری، که ممکن است با نظرات خودشان متفاوت باشد، درک خواهند کرد. مواظب نحوه صحبت کردن خود باشید. گفتن چیزهایی مثل :" شما چه می کنید اگر....؟" و"چه راهنمایی می کنید؟" با این معنی تلقی می شود که شما از آنها راه حل می خواهید. گفتن چیزهایی مثل : " تجربه این را قبلا داشته اید؟"، " نتیجه چه بود؟" یا " موضوعات مهم کدامند؟" بیشتر به حقیقت یابی می مانند و لذا مناسب ترند. مواظب باشید که هر نظر یا پیشنهادی را بدون قید و شرط قبول یا رد نکنید. در مورد نکات کوچک انعطاف پذیر باشید، اما اگر در مورد موضوعات مهم نظرات مطرح شده را قبول ندارید از نظر دهنده تشکر کنید و بگویید که بایستی بیشتر در مورد آن فکر کنید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 مرداد1386ساعت 10:1 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
روش مثبت پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
نکته مدیریتی این متن این است که... منتظر نظرات سبز شما هستیم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 3:43 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
«از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.» |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 2:45 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مهدی شریعتمداری
عضو هیات علمی دانشگاه، دانشجوی دکترای مدیریت در کشور هندوستان مولف دو کتاب در زمینه مدیریت ارائه مقاله و شرکت در 18 کنفرانس بین المللی بیش از 30 مقاله ملی جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید |
|
RSS
|