![]() |
![]() |
|
| مهدی شریعتمداری |
|
اگر شما هم یك كارمند باشید، احتمالا با شرایطی كه خواهیم گفت آشنایی دارید چرا كه ممكن است برای خودتان اتفاق افتاده باشد یا برای همكارتان كه با شما دوستی نزدیك دارد. چند سال از شروع كار شما و به عبارتی كارمندیتان میگذرد و حالا احساس میكنید كه انگار دارید در جا میزنید و در راهی قرار گرفته اید كه هیچ تغییر و پیشرفتی در آن نمیبینید. در این نقطه باید درست فكر كنید و ببینید كه دقیقا در كجا هستید و آیا راه كنونی میتواند شما را به هدفتان برساند یا نه. 1_ نكته اولی كه باید به آن توجه كنید اینست كه چه چیز در این شغل كنونی شما را مجذوب كرده و از انجام آن راضی و خوشحال میشوید. مثلا دوست دارید در بخش فنآوری اطلاعات كار كنید یا این كه كار با تكنولوژیهای فنی و ابزارهای مكانیكی را ترجیح میدهید. شاید هم به هر دو علاقهمند باشید. دوست دارید به عنوان یك سرگروه فعال باشید یا این كه ترجیح میدهید از كسی دستور بگیرید؟ 2_ علاوه بر اینها موفقیتهایی را كه در طی این دوره كارمندی باعث غرور و مباهات شما بودهاند را در نظر بگیرید و قدری مثبت به اوضاع نگاه كنید. لازم نیست كه این پیروزیها حتما بسیار برجسته و قابل توجه باشند. مثلا هنگامی كه توانستید به همكارتان كه در حل و برطرف كردن اشكال كامپیوترش درمانده بود كمك كنید، یك موفقیت كسب كردید چرا كه احساس رضایت داشتید از اینکه دانش و معلومات فنی خودتان را به خوبی به كار گرفتید. زمانی هم كه برای ارتقای امنیت سیستمهای كامپیوتری شركتتان ابزاری تدوین كردید، باز هم یك پیروزی دیگر بود كه شما را مغرور و شاد كرد. یادآوری و لحاظ كردن این پیروزیهای كوچك و بزرگ میتواند انگیزهای برای كار و پیشرفت را به شما هدیه دهد. 3_ دوباره فكر كنید و ایدههای شغلی گوناگونی را به ذهن بیاورید و خطوط ذهنی كلی و در هم و برهم ترسیم كنید و سپس با دقت آنها را پیش چشم بیاورید و مثل یك ذرهبین بزرگترشان كنید. ببینید كه كدام خطوط برجستهتر هستند و نشان از چه حرفهای دارند. این نقاشی ذهنی كه بیش از همه به چشم آمده همان چیزیست كه غالب بر ذهن شماست. اما باز هم باید فكر كنید. آیا میتوانید این حرفه تازه با این محیط كار، مسئولیتها و امكانات فنآوری جدید را بپذیرید؟ 4_ كار مهم دیگر اینست كه نقاط قوت و ضعف مهارتهای حرفهایتان را بشناسید. فراموش نكنید كه برای فهم این نكات باید نظرات و پس خوراندهای همكاران و دوستانی كه مورد اعتمادتان هستند را جویا شوید. این دریافت پس خوراندها به این دلیل اهمیت دارد كه ممكن است شما از خود تصوری خاص داشته باشید در حالی كه دیگران ممكن است نظری كاملا عكس تصور شما اظهار كنند. مثلا آنها می گویند كه این همكارمان واقعا در برنامهنویسی شبكه خبره و استاد است اما خودتان فكر میكردهاید كه اصلا خوب كار نمیكنید. 5_ پس از فهم نقاط ضعف و قوت، درصدد تقویت نقاط قوت و برطرف كردن نقاط ضعف برآیید. اگر میخواهید در پست مدیریت جای گیرید اما مهارتهای كافی ندارید، از دورههای آموزشی استفاده كنید و از شركت در پروژههای مدیریتی كه تحت سرپرستی مدیران برتر از سازمانتان انجام میشوند، بهره گیرید. فراگیری مطالب گوناگون كه دانش عمومی و تخصصی شما را بالا میبرند و اخذ مدارك تخصصی بیشتر، امتیازات لازم برای كسب درجه مدیریت و موفقیت در آن را به همراه میآورند. 6_ با وجود تمامی این محاسبات،هرگز برای استعفا عجله نكنید. دقت كنید و درست به جریانات اطرافتان توجه داشته باشید. گاهی اوقات مدیران برای ترفیع دادن به كارمندان با لیاقت و توانای خود، مسئولیتهای آنها را زیاد میكنند تا ببنند كه آیا میتوانند عهدهدار پستهای بالاتر و مهمتر شوند یا خیر. مثلا مدیران از این كارمندان میخواهند كه در جلسات و میتینگهای بیشتر و مهمتری حاضر شوند یا این كه مستقیما با شخص آنها كار كنند. اگر دیدید كه شما هم در این دسته افراد قرار گرفتهاید، بدانید كه نشانهها از پیشرفت و بهبود اوضاع هستند. 7_ راه دیگر ارتقای موقعیت شغلی وترفیع اینست كه با مدیر بخش خودتان حرف بزنید. به او بگویید كه خواهان بازبینی و بررسی موقعیت حرفهایتان هستید و فكر میكنید كه تواناییهای بالاتری دارید. او به شما كمك خواهد كرد تا مسیری درست كه شما را به اهدافتان خواهد رساند، بیابید و طی كنید. 8_ سعی كنید برای رفع این حالت یاس و ناخشنودی هر چه بیشتر در حرفه خود وارد شوید و به شكل كاملا تخصصی در جهت كسب معلومات و مهارتهای گوناگونی كه كارایی شما را بالا میبرند، تلاش كنید. شاید این ناامیدی و نارضایتی حاصل از كمبود مهارتها و اطلاعات نوینی باشند كه هر روز در حال تغییر و تحولند. شركت در كنفرانسها، سمینارها و كارگاههای آموزشی مطالب و دانشهای جدیدی را به شما میآموزند كه با فراگیری و بكارگیری آنها میتوانید به شكل كارمندی مستعد و توانمند ظاهر شوید و نظر مدیران را به خود جلب میكند. آنوقت به راحتی به پستهای بالاتری خواهد رسید كه راه را به سوی كسب اهدافش، هموار میكند. در این میان از معلومات عمومی هم نباید غافل شوید. در هر صورت چه بخواهید در همین سازمان كنونی بمانید یا بخواهید در جستجوی كار دیگری باشید، این معلومات و دانشها و مهارتهای عمومی و تخصصی به كمكتان خواهند آمد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 آذر1386ساعت 15:31 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
· مهدی شریعتمداری عضو هیات علمی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشجوی دکترای مدیریت دلایل متعددی برای ارزشیابی عملکرد کارکنان وجود دارد. نخست آن که ارزشیابیها اطلاعاتی به دست میدهند که برپایه آن میتوان در خصوص ارتقای کارمند تصمیمگیری کرد. دوم آنکه ارزشیابی برای مدیر و کارکنان فرصتی فراهم میسازد که بتواند رفتار مربوط به کار را با یکدیگر بازنگری کنند و سرانجام ارزشیابی به مدیر و کارمند فرصتی میدهد که به منظور کارآیی و اثربخشی بیشتر، در برنامههای آینده بازنگری کنند و ضعفها و کاستیها را جبران و نقاط قوت را تقویت کنند. ارزیابی عملکرد کار آسانی نیست. بسیاری از اوقات ارزیابیها رنج آورند، بدلیل آنکه مدیران درباره فرآیند و علت ارزیابی دچار خطاهائی هستند. در اینجا به ده اشتباهی که ممکن است از سوی مدیران بروز کند، اشاره میشود: ده اشتباه مدیران هنگام ارزیابی عملکرد کارکنان: 1) صرف وقت بیشتر در ارزشیابی عملکرد به جای طرحریزی و برنامهریزی عملکرد در طول سال. 2) مقایسه کارمندان با یکدیگر. 3) فراموش کردن این موضوع که ارزشیابی درباره پیشرفت و بهبود است نه برای سرزنش کردن. 4) تصور اینکه شکل رتبهبندی، شکلی است هدفدار، خالی از نظر شخصی و ابزاری بیطرفانه. 5) توقف ارزشیابی عملکرد، به هنگامی که حقوق و مزایای یک شخص ثابت است و قرار نیست تغییر کند. 6) باور کردن این موضوع که آنان در مقام و موقعیتی هستند که میتوانند به دقت کارمندان را ارزشیابی کنند. 7) لغو یا به تأخیر انداختن جلسات ارزشیابی. 8) سنجش یا ارزیابی مسائل کوچک و پیش پا افتاده. 9) شگفتزده کردن کارمندان در زمان ارزشیابی. 10) تصور اینکه همه کارمندان و همه شغلها باید درست به یک روش ارزشیابی شوند و برای همه از شیوه واحد استفاده شود. هفت اشتباهی که کارکنان هنگام ارزشیابی عملکرد به آن دچار میشوند: 1) تمرکز بر فرمهای ارزشیابی. 2) عدم آمادگی قبلی. 3) حالت دفاعی به خود گرفتن. 4) ارتباط نداشتن در طول سال. 5) شفاف نبودن به اندازه لازم 6) یک طرفه کردن ارزشیابی. 7) تمرکز بر ارزشیابی، به عنوان راهی برای بدست آوردن پول بیشتر. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 شهریور1386ساعت 0:2 توسط مهدی شریعتمداری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مهدی شریعتمداری
عضو هیات علمی دانشگاه، دانشجوی دکترای مدیریت در کشور هندوستان مولف دو کتاب در زمینه مدیریت ارائه مقاله و شرکت در 18 کنفرانس بین المللی بیش از 30 مقاله ملی جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید |
|
RSS
|