![]() |
![]() |
|
| دکتر مهدی شریعتمداری |
|
قدیمی ها می گفتند تجربه استاد خوبی
است اما اشکالش اینست که امتحانش را اول می گیرد. حال سوال اساسی این است چرا در سازمان ها مدیران به این مهم کمتر بها می دهند؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 بهمن1390ساعت 11:40 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
علم بهتراست يا ثروت؟ از دیدگاه امام على(عليه السلام( - علم بهتر است؛ زيرا علم ميراث انبياست و مال و ثروت ميراث قارون و فرعون و هامان و شداد. - علم بهتر است؛ زيرا علم تو را حفظ ميكند، ولى مال و ثروت را تو مجبورى حفظ كنى. - علم بهتر است؛ زيرا براي شخص عالم دوستان بسيارى است، ولى براى ثروتمند دشمنان بسيار! - علم بهتر است؛ زيرا اگر از مال انفاق كنى كم مى شود؛ ولى اگر از علم انفاق كنى و آن را به ديگران بياموزى بر آن افزوده مى شود. - علم بهتر است؛ زيرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخيل مى دانند، ولى از عالم و دانشمند به بزرگى و عظمت ياد ميكنند. - علم بهتر است؛ زيرا ممكن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتى از دستبرد به علم وجود ندارد. - علم بهتر است؛ زيرا مال به مرور زمان كهنه مى شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسيده نخواهد شد. - علم بهتر است؛ براي اينكه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش مى ماند، ولى علم، هم در اين دنيا و هم پس از مرگ همراه انسان است. - علم بهتر است؛ زيرا مال و ثروت انسان را سنگدل ميكند، اما علم موجب نورانى شدن قلب انسان ميشود. - علم بهتر است؛ زيرا ثروتمندان تكبر دارند، تا آنجا كه گاه ادعاى خدايى مى كنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 دی1390ساعت 18:48 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
شیوههای مدیریتی در ۹کشور دنیا: 8- کشور دانمارک ساختارهای کاری در دانمارک بسیار مسطح هستند که بسیار مناسب کشورهای اسکاندیناوی است که به یک رویکرد تساویگرا و رسیدن به توافق تمایل دارند. یک مدیر نمیخواهد به عنوان شخصی جاه طلب دیده شود که به تنهایی تصمیم دشواری را به عهده گرفته و بخش عمده کار را شخصا انجام داده است. در جامعهای که از اعضای خود میخواهد که گفتارهای مشهور دانمارکی را الگوی کار خود قرار دهند، مانند «فکر نکن که کسی هستی»، «فکر نکن که از ما عاقلتری» و «فکر نکن که از ما بهتری»، بسیار دشوار است که یک مدیر نقش سنتی پدرانه خود را بازی کند. بنابراین یک مدیر خوب کسی است که تشویق کرده و هدایت میکند، کسی که کارها را به همکاران با کفایت و توانمند محول میکند و شفاف و بدون ابهام ارتباط برقرار میکند. مدیر از طریق یک نظام شایسته سالار که به تواناییهای فرد در یک زمینه خاص پاداش میدهد، به سمت خود رسیده است. بنابراین برای پیشرفت کردن باید کارآمد و سخت کوش جلوه کرد. خبرگی مشهود در کار نسبت به روابط بین انسانی از اهمیت بالاتری برخوردار است. نتیجه مشخص این انتظارات مدیریتی این است که هر کسی که به همکاران خود در دانمارک از دید یک ريیس مستبد بنگرد، به احتمال زیاد بی ادب و متکبر دانسته میشود و بنابراین از دریافت مقدار ضروری پشتیبانی و کمک باز میماند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 20 دی1390ساعت 14:9 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
اولین همايش ملي الگوهاي آموزش منابع انساني دانشگاه- 14 اردیبهشت 90
محورهای همایش
• برنامه ریزی منابع انسانی و ارزیابی عملکرد توانمند سازی منابع انسانی دانشگاه
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 دی1390ساعت 17:5 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
برای مدیران موفق و بزرگ راهی به نام بن بست وجود ندارد چون براین باورند: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت. شما در این خصوص چگونه فکر می کنید؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 10 دی1390ساعت 6:47 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
اجرای موفقیت آمیز یک سخنرانی و ارائه مطلب نیازمند آمادگی و تمرین است. بایستی اعتماد حاضرین را بدست آوریم و پیام خود را به وضوح و روشنی انتقال دهیم. در اینجا به سه اشتباه مهمی که بایستی بطور جدی در اینگونه مواقع از آن دوری کنیم، اشاره می شود:
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 آذر1390ساعت 19:25 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
شیوههای مدیریتی در ۹کشور دنیا: ۷- کشور چین
در فـــلسفه کنــــفوسیوس تـــمام روابط نابرابر فرض میشوند. رفتار اخلاقی ایجاب میکند که به این نابرابریها احترام گذاشته شود. بنابراین شخص مسنتر باید خود به خود از شخص جوانتر احترام ببیند و همچنین شخص عالی رتبه از زیردست خود. این رویکرد کنفوسیوسی باید به عنوان اساس و بنیان تفکر مدیریتی در نظر گرفته شود و مسائلی چون توانمندسازی و دسترسی آزاد به تمام اطلاعات توسط چینیها در بهترین حالت به عنوان عقاید عجیب غربی تلقی میشوند. (باید در نظر داشت که بسیاری در چین مانند خیلی کشورهای دیگر آسیایی علت اصلی مشکلات غرب را عدم توجه به ارزشهای سلسله مراتبی میدانند.) بنابراین، رویکرد مدیریتی در چین تمایل به شیوه دستوری دارد. مدیر ارشد دستورات را به زیردستان خود داده و آنها نیز به نوبه خود دستورالعملها را به زیردستان خود منتقل میکنند. انتظار نمیرود که زیردستان تصمیمات مافوق خود را زیر سوال ببرند، این کار نشانه بیاحترامی بوده و دلیل اصلی از بین رفتن وجهه تمام کسانی است که با این امر درگیرند. مدیر باید به عنوان پدری در نظر گرفته شود که توقع وفاداری و اطاعت از کارمندان خود دارد. در عوض از مدیر انتظار میرود که به سلامت کارمندان خود اهمیت دهد. این رابطه، رابطهای دو طرفه است که برای هر دو طرف سودمند است.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 9:22 توسط دکتر مهدی شریعتمداری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دکتر مهدی شریعتمداری
-عضو هیات علمی دانشگاه، -رئیس مرکز مطالعات و آموزش نیروی انسانی منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی -مدیر پژوهش و فناوری منطقه هشت دانشگاه آزاد اسلامی -و... -مولف پنج کتاب در زمینه مدیریت -ارائه مقاله و شرکت در 25کنفرانس بین المللی -بیش از 30 مقاله ملی جهت مشاهده جزئیات بیشتر به قسمت آرشیو موضوعی، مشخصات نویسنده مراجعه نمائید |
|
RSS
|